واژههای کیشی با معنی فارسی
واژههای گویش کیشی (کیش، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان کیش کامل میشود؛ اگر واژهای کیشی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
ابغله
abJale نوعی قایق که مانند کوتیه است اما سینۀ پهنتری دارد
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ابیمه
ebyeme نوعی مرجان کروی شکل است
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
احدایه
ehdāye بزماهی سرخجامه
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
احلالی
ehlāli خنوگل باقالی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
احماره
ahmāre خرماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
احمسه
ehmese لاکپشت ماده
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ارگیلی
ergeyli ماهی شبهسوس خالدار
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ارمیم
ermeym بچۀ ماهی صاض
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ازبیدی
ezbeydi ماهی حلوای سفید
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اسبیتی
esbeyti هامور خاکستری
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اصبور
osbur ماهی صبور
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اعماد
e?mād عروسماهی نواری
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اعمادبوخال
e?mād-buxāl عروسماهی منقوط
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اعنزه
a?naze بادکنکماهی زیتونی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
افراوو
efrāvu نویماهی گیش
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
افطام
eftām وسیلهای گیرهمانند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اکراب
akrāb کوسۀ چانهسفید، کوسۀ قلابدندان
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اگباب
egbāb ماهی هوور مسقطی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اگرن
agran کوسۀ سرچکشی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اگماش
tusegmāš کاسههایی که برای تشخیص
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
الحاضره
alhāzere نوعی دام برای صید ماهی است
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امالبول
ommolbaul نوعی هامور با خالهای آبی رنگ
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امالبیاح
ommolbiyāh خامهماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امالحله
ommolhala نوعی ماهی گیش
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امالگین
ommolgeyn زمردماهی دمجارویی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امصدق
omsaddeq شیوهای در ماهیگیری با استفاده از تور است
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امضریس
omazris ماهی شانک راهراه نقرهای
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
امعلیمو
omme-?alimu سپرماهی دوپوزه
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
انعیمی
eneymi ماهی سرخوی خونی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
انفلوس
anfolus ماهی گالیت معمولی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
