واژههای لنگهای با معنی فارسی
واژههای گویش لنگهای (بندرلنگه، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بندرلنگه کامل میشود؛ اگر واژهای لنگهای میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
آبخور
abxor سطح آزاد و بیرونی شناور
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آتویی
ātuyi زن روضهخوان و مکتبدار (ماباجی)
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
استور
estor محل نگهداری مواد غذایی در کشتی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اسکراپ
eskerab / eskerap عمل زنگزدایی قبل از رنگآمیزی کشتی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اسکلة جدید
eskele-ye jædid قسمت شرقی اسکلة بندر لنگه که جدیدتر است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اسکلة قدیم
eskele-ye qædim قسمت غربی اسکلة بندر لنگه که قدیمتر است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اسکلة گچ
eskele-ye gæč قسمت منتهیالیه غربی اسکلة قدیم بندر لنگه
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اشرفی
ašrafi گردنآویز سکهدار (نوعی گردنبند طلا)، گردنآویز سکهدار با ماهک در وسط
تأییدشده · ۲ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آغا
ʔɑɣɑ آقا (در خطاب)، لقب خطاب به شیخ و خان
تأییدشده · ۲ منبع لنگهایبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آفیسر
čif / čif afiser افسر اول یا افسر عرشه در شناورهای فلزی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آلی
ali شمال جغرافیایی، سیبزمینی
تأییدشده · ۲ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اوپر
ow-por آب دریا در زمان مد کامل
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اوتند
ow-tond آب دریا هنگامی که ارتفاع موج در دریا بین پنج تا هفت پا باشد
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اوتیز
ow-tiz آب دریا هنگامی که ارتفاع موج در دریا بین سه تا پنج پا باشد
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اوج مه
ow ǰomme در وسط بی س خ ن لنج یک گودی وجود دارد
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اوخفیف
ow-xæfif آب دریا در زمان جزر
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اوزال
owzal بادبان
تأییدشده · ۲ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اوشار
owšar قایقی که بدنهاش ساخته شده ولی هنوز سامان ندارد، لنجی که ساخت آن تمام شده و آمادة به آب انداختن باشد، به آب انداختن لنج
تأییدشده · ۳ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اوضا هل
ow-zahel آب عمیق
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اوغار
ow-γar جزر، آب دریا در زمان جزر کامل
تأییدشده · ۲ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ایجنت
eyǰent نمایندة شناور در خشکی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بارج
barǰ نوعی شناور فلزی است با سطحی صاف
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بارز بودن
barez budan فاصله داشتن از شناوری دیگر
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بارشمار
bar-šomar نمایندة گمرک که ناظر بر تخلیه و بارگیری است
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بازدید
bazdid بازدید از شناور توسط افسر ایمنی بندر
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باسنک
یا سِنَک، واسنک همخوانی زنان بالای سر عروس در حنابندان، ترانهٔ آیینی زنان در عروسی و مراسم، ترانهٔ عروسی
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیهرمزی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بالاست کردن
ballast kardan تراز کردن شناور
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بالایی
balayi عرض جغرافیایی را میگویند
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
دریا و ماهیگیری
بالک
Bālk لنگر کشتی، وزنه، طاقچه
«بالک جهاز بسیار سنگین است.»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیلنگهای +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بانیان
بادی هندی مربوط به طلاسازان هندی که در بندرلنگه کار میکردند
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
