واژههای کمزاری با معنی فارسی
واژههای گویش کمزاری (کمزار، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان کمزار کامل میشود؛ اگر واژهای کمزاری میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
اصطلاح و عبارت
آ
Ā یا ey، آیِه حرف تعجب (مردانه)، آن، این
«آ ئی توکا؟»
تأییدشده · ۱۵ منبع بندرعباسیقشمی +۵
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اشینه
ašinéna اینها
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُمر
umr /ʊmɻ/ عمر، طول زندگی، روح
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
انتافو
intāfō آفتاب
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ایشینه
ayšinéna آنها
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
باغا
bāγ(ā) بدون
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بپ تو گییا هه؟
پدرت کجاست؟
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بُص
bōṣ /boːsˠ/ بوسه
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بوروَد
burwad فرار کرد
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بونگو
bungō غروب
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیشکار
bīškār پیشکار
تأییدشده · ۲ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پ گییا تای؟
از کجا میآیید؟
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پایه
pāyye پس، از، در پی
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پنکاو سوو یه سلو
Pankaw sov ya slow پنکه را روی سرعت کم بگذار
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پی
pi چربیای که آن را ذوب میکنند و با نوره مخلوط میکنند و به بدنه لنج میمالند، پیشِ، نزدِ
«pi süv-i»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ترسیدش
tursid-iš ترسید
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تو
tovi: یا تُوی تو، در، توی
«tü rüznāma gofta abüt»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیلارکی +۳
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تیغور
tā́yγur تا
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جاگا
jāgā بهجای
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چاوتنی؟
چطوری؟، حالت چطوره؟
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چم بو
čam-bō چرا؟
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چور
čæver خور کوچک، بشوی، چهار
تأییدشده · ۳ منبع مینابیکمزاری +۱
هنوز رأی نگرفته
خانواده
چوک
Chook یا پس پسر، بچه، پسربچه
«چوک من صیاد خوبی شده است.»
تأییدشده · ۱۷ منبع بندرعباسیقشمی +۶
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چوم
čōm چشم
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چیستش
čist-iš شست
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
حین
ḥain آهن
تأییدشده · ۲ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خانغ
xǟnaγ خانه
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خانوغو
خانه
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خرس
xars یا خَرسَن (جمع) اشک، ظرف سفالی بزرگی که برای شور کردن ماهی استفاده میشده است، ظرف سفالی بزرگ که برای شور کردن ماهی استفاده میشود
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیکیشی +۱
هنوز رأی نگرفته
طبیعت و آبوهوا
خور
xur پیشرویِ آب دریا به طرف ساحل باعث بهوجودآمدن آبراه پهن و گاه باریک میشود که به آن خور میگویند، پیشرو ی طبیع ی آب در خشکی به گونهای که خلیج کوچکی را شکل دهد، رودخانه
«خور آب»
تأییدشده · ۴ منبع مینابیلنگهای +۱
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
