شعر و داستان بندری
دوبیتیهای صیادها، ترانهها، لالاییها، شروهها و قصههای شبنشینی هرمزگان؛ هر اثر با متن اصلی، ترجمهی فارسی و معنی واژهها با یک کلیک.
🎶 ترانه
ترانهٔ «ای دوو، باسیدو»
نصرک (نصرالله) · بندرعباس
ای دوو، ای دوو، بِی ما شُبو باسیدوباسیدو وا ای خاشی، زغال به پشتمُ شُکشی
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
🎶 ترانه
ترانهٔ «کور بد ایمن» (نصرک نامحرم)
نصرک (نصرالله) · بندرعباس
... نصرک نامحرم تُ از ما چه تَوانصرک نامحرم تُ از ما چه تَواکور بد ایمُن مَیای خونهی ما
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
🎶 ترانه
فولکلور
باسنک «امام اولی آمد به میدان» (حنابندان)
فولکلور هرمزگان · میناب
امام اولی آمد به میدانملائک بر سرش میخوانده قرآنعلی صل علی دین محمدهزار صلوات به دیدار محمد
❤ ۰
👁 ۰
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
🎼 شعر
شروهٔ محیا: «منم محیا که از نسل علیم»
سید محیالدین «محیا» بستکی · بستک
منم محیا که از نسل علیمغلام خاص قتّال ولیّمز حشر و نشر محیا گشته فارغکه شیخ آستان کاملیّم
❤ ۰
👁 ۱
هنوز بررسی نشده
🎼 شعر
دوبیتی (شروه) محیا: «نشاید چارهٔ حکم خدا کرد»
سید محیالدین «محیا» بستکی · بستک
نشاید چارهٔ حکم خدا کردنشاید درد بیدرمان دوا کردمیان یار و محیا؛ ناخن و گوشتنشاید گوشت از ناخن جدا کرد
❤ ۰
👁 ۱
هنوز بررسی نشده
🎼 شعر
شروهٔ محیا: «رهم دور و دراز و مرکبم لنگ»
سید محیالدین «محیا» بستکی · بستک
رهم دور و دراز و مرکبم لنگبه بارم شیشه وراهم گچ و سنگسه چیز اینجا به محیا رو نهادهغریبی وره دور ودل تنگ
❤ ۰
👁 ۰
هنوز بررسی نشده
🎼 شعر
شروهٔ محیا: «محمد خیمه در ناف زمین زد»
سید محیالدین «محیا» بستکی · بستک
محمد خیمه در ناف زمین زدعلی شیر خدا شمشیر دین زدپس پرده نشست مولای محیابُراق از جنّت آورد و به زین زد
❤ ۰
👁 ۰
هنوز بررسی نشده
🎶 ترانه
ترانهٔ «ای ملا درویش»
نصرک (نصرالله) · بندرعباس
اِی ملا درویش اُمگُ زن مَکُناولاد مَردُم تُ پاشَبَن مکناز ترس لشکر تُ سنگَر وِل اتکِزَن بَه چَکِت کَ تُ مَنبر وِل اِتک
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
🎶 ترانه
ترانهٔ «گندم و جو گرونن» (گرانی جنگ جهانی دوم)
نصرک (نصرالله) · بندرعباس
گندم و جو گرُنناز رُخِ بُم زیر بِیگندم و جو ای دل ای جان زیر بِیرسمِ گرامافون گُم بو
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
🎶 ترانه
فولکلور
باسنک «شاه داماد نازنین» (حنابندان، ادامهٔ باسنک امامان)
فولکلور هرمزگان · میناب
شاه داماد نازنین چون گل نشسته بر زمینبر قد آل محمد مادرش خیرش ببینماه ببین چون راه اریت ستاره هم همراه اریتقرص روی شاه داماد شغُله در بغداد اریت
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
🎼 شعر
فولکلور
دوبیتی طنز «الا زینی حسن حسن کریم دا» (ازدواج دختر خردسال)
فولکلور هرمزگان · میناب
الا زینی حسن حسن کریم داکه دهت کوچکت به چه به شوت دایه چادر گل و مورت به چه به روت داالا زینی حسن حسن کریم دا
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
🎼 شعر
دوبیتی (شروه) محیا: «وِلَم «کَرکَر زنان» آمد به صد ینگ»
سید محیالدین «محیا» بستکی · بستک
وِلَم «کَرکَر زنان» آمد به صد ینگچو کبک کوهساران سنگ بر سنگشکسته شیشهٔ آرام محیادل و صبر و قرارم برده از چنگ
❤ ۰
👁 ۱
هنوز بررسی نشده
شعر یا قصهای بندری در خاطرت هست؟
لالایی مادربزرگ، دوبیتی صیادها یا قصهای که شبها میشنیدی را با ترجمهی فارسی بفرست تا برای نسل بعد بماند.
