شعر و داستان بندری
دوبیتیهای صیادها، ترانهها، لالاییها، شروهها و قصههای شبنشینی هرمزگان؛ هر اثر با متن اصلی، ترجمهی فارسی و معنی واژهها با یک کلیک.
🎼 شعر
شروهٔ محیا: «سر آب روان و سایه گل»
سید محیالدین «محیا» بستکی · بستک
سرِ آب روان و سایه گُلقدم گاه علی و سُمّ دُل دُلعرق از سینه صاف محمدچکیده بر زمین پیدا شده گُل
❤ ۰
👁 ۱
هنوز بررسی نشده
🎼 شعر
شروهٔ محیا: «محمد سرور دنیا و دین است»
سید محیالدین «محیا» بستکی · بستک
محمد سرور دنیا و دین استمحمد جد زینالعابدین استمحمد از خلایق جمله بهترامام اول و آخر همین است
❤ ۰
👁 ۱
هنوز بررسی نشده
🎶 ترانه
ترانهٔ «ای وای بی محمدعیدعلی»
نصرک (نصرالله) · بندرعباس
ای وای ای وای بی محمدعیدعلیوَختی شَهُندَه چِم خُ سُر شدابَر تویِ بافور دود پُر شَدا...
❤ ۰
👁 ۰
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
🎶 ترانه
ترانهٔ «یوزپلنگ پیدا بودن» (ناامنی)
نصرک (نصرالله) · بندرعباس
زَنُن بِری کِبلَه دعا، یوزپلنگ پیدا بودنبکنی تُن مال خدا، یوزپلنگ پیدا بودن ...اگه بِریم بَه بالاشهر، سرِ راه مُ دُز اَبنهنه زحمت ایدیدن نه زور، شوواتیت چُوکِمُن ابت
❤ ۰
👁 ۰
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
🎶 ترانه
فولکلور
باسنک «حنا حنا میبندم» (حنا نهادن به پای داماد)
فولکلور هرمزگان · میناب
حنا حنا میبندم جانی حنا میبندماگر حنا نباشد سایهٔ الله میبندمحناحنا میبندم به دست و پاش میبندماگر حنا نباشه آب طلا میبندم ...
❤ ۰
👁 ۰
هنوز بررسی نشده
🎼 شعر
فولکلور
دوبیتی طنز «زمین سورخن هرگز مکن کشت» (زن بیوه)
فولکلور هرمزگان · میناب
زمین سورخن هرگز مکن کشتزن بیوه نداره باب بالشتزن بیوه بکن به مال داشتنزن جاهل بکن به دست گردن
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
🎼 شعر
دوبیتی (شروه) محیا: «وِلَم آن شب چه سیلابی به دین زد!»
سید محیالدین «محیا» بستکی · بستک
وِلَم آن شب چه سیلابی به دین زد!قدم بر آسمان هفتمین زدفراز عرش کرسی، یار محیاسخن با خالق جان آفرین زد
❤ ۰
👁 ۰
هنوز بررسی نشده
🎼 شعر
شروهٔ محیا: «سر بیعشق سامانی ندارد»
سید محیالدین «محیا» بستکی · بستک
سر بیعشق سامانی نداردغم معشوق پایانی نداردبسی محیا بپرسید از طبیبانمریض عشق درمانی ندارد
❤ ۰
👁 ۰
هنوز بررسی نشده
🎼 شعر
شروهٔ محیا: «محمد یا محمد یا محمد»
سید محیالدین «محیا» بستکی · بستک
محمد یا محمد یا محمدهزار صلوات بر دیدار محمداگر اسم محمد در کلام استعلی در خدمت پروردگار است
❤ ۰
👁 ۱
هنوز بررسی نشده
🎶 ترانه
ترانهٔ «بازرس هندن» (کارخانهٔ خنجی)
نصرک (نصرالله) · بندرعباس
دُختُ هُرُستی کلندر هُندِنهُرُستی کار بُکنی، بازرس هُندِنوَختی حسین اَتا واله آبرو ایشهکَشیدَه راست اَکُنت، اَزنت پا گوشَه
❤ ۰
👁 ۰
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
🎶 ترانه
فولکلور
ماست امواردن
فولکلور هرمزگان · بندرعباس
ماست امواردن،تازه ماست امواردنصد من گل سرخ به التماس امواردن
❤ ۰
👁 ۲
با ترجمه هنوز بررسی نشده
🎶 ترانه
فولکلور
باسنک «رخت کاکام رو سرم» (بردن لباسهای عروس به خانهٔ عروس)
فولکلور هرمزگان · میناب
رختِ کاکام رو سرم بُوت تا کنارِ باغ نوباغِ نو پر گُل بُبُوت و زنِ کاکام بچه بوتاِپسینی او پسینی قافلهٔ کاکام رسیدتا رسید محمل کشید و غوچِ سوز و سر برید
❤ ۰
👁 ۱
با ترجمه هنوز بررسی نشده
شعر یا قصهای بندری در خاطرت هست؟
لالایی مادربزرگ، دوبیتی صیادها یا قصهای که شبها میشنیدی را با ترجمهی فارسی بفرست تا برای نسل بعد بماند.
