پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

شعر و داستان بندری

دوبیتی‌های صیادها، ترانه‌ها، لالایی‌ها، شروه‌ها و قصه‌های شب‌نشینی هرمزگان؛ هر اثر با متن اصلی، ترجمه‌ی فارسی و معنی واژه‌ها با یک کلیک.

📚 داستان حسین کور خاطرات بندری · بندرعباس کدیم یک کور هسته که ای بنده خدا اصلا حاضر نهسته گدایی بکنت. بهمی خاطر یک تا گاری ایشسته و شارفته داخل بازار جنس مردم بار گاری شاکرده و در خونه شون تحویل شداده.… ❤ ۰ 👁 ۰ ترجمه‌ی پیشنهادی هنوز بررسی نشده 📚 داستان عصبانیت بیجا خالو مجید · بندرعباس اون روز صبح دیر از خو بیدار بودم . ساعت 5:15 شبوده و مه باید ساعت 6 برای تعویض شیفت اسکله رجایی هسترم. اگه 10 دیقه دیر رسیدرم غیبت امخارده . تند تند لباس… ❤ ۰ 👁 ۱ ترجمه‌ی پیشنهادی هنوز بررسی نشده 🎼 شعر آسمون افتابی فرزانه فرخی نژاد · بندرعباس پشت سر نگات مکرده ،تا که بلکه بربگردیباورم هنو نبوده مث کوه غصه سردیادونم کشتن عاشق ،رسم خوب و از قدیمناما هندم که بدونم رسم تو هنو همینن ❤ ۰ 👁 ۱ ترجمه‌ی پیشنهادی هنوز بررسی نشده 📚 داستان علی کبل حسین خاطرات بندری · بندرعباس علی کبل حسین یک فینی خوش مشرب بود که خیلی لاف شیرین می‌زد. یکی از لاف‌های او این بود: وقتی رضا شاه می‌خواست به جزیره موریس برود، من بی‌خبر در خانه نشسته بودم. یک‌دفعه… ❤ ۰ 👁 ۱ با ترجمه هنوز بررسی نشده 📚 داستان فتح هرموز توسط امامقلی خان موسی بی‌نیاز - مجله یادگار · بندرعباس جزیره هرموز تا نزیکوی کرن هشتم هجری جرون نوم شسته و بندری وا نوم هرموز نزیک شهر مینو الُنی نزیک بُش هو هسته (ا کتاب حاشیه برهان دکتر معین)(احتمال ادم تیو گپشن). ایی بندر… ❤ ۰ 👁 ۲ ترجمه‌ی پیشنهادی هنوز بررسی نشده 🎼 شعر کچل کچل مگفته خالو مجید · بندرعباس کچل کچل مگفته "" سر پچ پچک مگفتهکچل کچل اسپارشوً "" سر پچ پچک نثار شوًکچل خودی مودی نهه "" دوکارچ دگه سودی نههکچل کچل کار شو نهه "" تو هر دکون جا شو نهه ❤ ۰ 👁 ۰ ترجمه‌ی پیشنهادی هنوز بررسی نشده 🎼 شعر دل کُجان س ت · بندرعباس دل کُجان ، دلبر کُجان ، خانَه کُجانیارِ یارُون ، جانِ جانانَه کُجانکُول وُ پِیمُون ، عهدِ دیرینَه چِه بوعِشکِ اُن عاشِکِ دیوانَه کُجان ❤ ۰ 👁 ۱ ترجمه‌ی پیشنهادی هنوز بررسی نشده 📚 داستان مه و نومزاد سرحدی پاپایا ایلزاده · بندرعباس سال اول دبیرستان یک دختر سرحدی با ما آشنا شد. خودی گول خورد و فکر کرد که سعید کنگرانی خالو من و گوگوش دختر خاله‌ی پدرم است. گرچه من تا روز آخر باور نیاوردم،… ❤ ۰ 👁 ۲ با ترجمه هنوز بررسی نشده 📚 داستان عاشق غلامرضا دادنهال · بندرعباس - بازهم شروع کردی! تاکی می خواهی به این ننه من غریبم ادامه بدهی ؟ آخه این هم شد کار وزندگی که توبرای خودت درست کرده ای !؟ آدم یه بار بدنیا میاد ویه… ❤ ۰ 👁 ۱ با ترجمه هنوز بررسی نشده 🎼 شعر زنــــــدگی همش بهارن عیسی بلوچستانی · بندرعباس زنــــــدگی همش بهارنزنـــــــدگی دستون یارنزنـــــدگی تو شو مهتابنـشتـــنِ زیــــــــر کـنارن ❤ ۰ 👁 ۰ ترجمه‌ی پیشنهادی هنوز بررسی نشده 🎼 شعر چوکُونِ محلَه سر پَسین مُم قُلی · بندرعباس چوکُونِ محلَه سر پَسین - خِبَر شُدا بِی مُم قُلیچوکِت شُگِفتِن مأمورُون - بِه جُرمِ تنباک دندُونیبی چارَه ، مسکین پیرِزَن - بَر سینَه وُ بَر سر زَنُونچادِر نَ سر ، رَ پاپِتی - بِه التماسِ مأمورُون ❤ ۰ 👁 ۱ ترجمه‌ی پیشنهادی هنوز بررسی نشده 📚 داستان چیچکای مه و نومزاد گذشته پاپایا ایلزاده · بندرعباس اغام که شما باشی ما نومزادی موهسته مال یکی از دهاتو نزیک بندر. بپش کاچاکچی گپیه و خیلی هم سرشناس و پولداره. از کضای روزگار ما وا دهت کوکلوش اشنا بودنگ و شو انده… ❤ ۰ 👁 ۲ ترجمه‌ی پیشنهادی هنوز بررسی نشده

شعر یا قصه‌ای بندری در خاطرت هست؟

لالایی مادربزرگ، دوبیتی صیادها یا قصه‌ای که شب‌ها می‌شنیدی را با ترجمه‌ی فارسی بفرست تا برای نسل بعد بماند.