پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
متفرقه اسم 📍 گویش قشمی📍 گویش مینابی📍 گویش لنگه‌ای

جل

/ǰæl/
تأییدشده · ۳ منبع

معنی فارسی

  1. نوعی تور ماهیگیری۱
  2. نوعی تور که برای صید میگو به کار می‌رود۲
  3. شتر جوان۳
  4. گاو نر جوان و برومند (در میناب و برخی گویش‌های هرمزگان)۳

توضیحات تکمیلی

از پانوشت یک دوبیتی

اطمینان جامعه به این معنی ۵۰٪
هنوز رأی نگرفته
برای استوری، واتس‌اپ و تلگرام

ریشه‌ی این واژه هنوز ثبت نشده — اگر می‌دانید بگویید. از فارسی میانه مانده؟ وام‌واژه‌ی عربی، هندی، پرتغالی یا انگلیسی است؟ یا از دو واژه‌ی بندری ساخته شده؟ بعد از بررسی استادها، این‌جا با نام شما می‌آید.

منابع ۳

  1. ۱ بررسی مردم‌شناسی قایق شاش در جزیرهٔ قشم (عبدالرضا دشتی‌زاده، پژوهشنامهٔ فرهنگی هرمزگان، ۱۳۹۷) مقاله · اعتبار بالا
  2. ۲ واژه‌های ویژهٔ دریا و دریانوردی در گویش لنگه‌ای (زبان‌ها و گویش‌های ایرانی، ش ۴، آذر ۱۳۹۳) مقاله · اعتبار بالا
  3. ۳ آیین چهاردهمی؛ روزی با شروه در فرهنگ عامهٔ هرمزگان (فاطمه مدرسی، سهراب سعیدی؛ فصلنامهٔ فرهنگ مردم ایران، ش۵۰–۵۱، پاییز و زمستان ۱۳۹۶) مقاله · اعتبار بالا

تأییدشده · ۳ منبع معنی این واژه را چند منبع مستقل یا جامعه‌ی گویشوران تأیید کرده‌اند.

اصلاح یا تکمیل این واژه

معنی دیگری می‌دانید، تلفظ یا مثال بهتری دارید، یا توضیحی لازم است؟ پیشنهاد دهید؛ پس از بررسی ناظر اعمال می‌شود و ۳ امتیاز می‌گیرید.

برای پیشنهاد وارد شوید

تاریخچه‌ی پیشنهادها

هنوز پیشنهادی برای این واژه ثبت نشده است.

گفت‌وگو درباره‌ی این واژه

کاربرد این واژه در گویش شما چطور است؟ مثال یا خاطره‌ای دارید؟

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.