پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

شعر و داستان بندری

دوبیتی‌های صیادها، ترانه‌ها، لالایی‌ها، شروه‌ها و قصه‌های شب‌نشینی هرمزگان؛ هر اثر با متن اصلی، ترجمه‌ی فارسی و معنی واژه‌ها با یک کلیک.

🎶 ترانه ترانهٔ «نصرک بکن شکر خدا» نصرک (نصرالله) · بندرعباس نصرک بکن شکر خدا ...نه زن اتستن نه دُدا ... ❤ ۰ 👁 ۰ ترجمه‌ی پیشنهادی هنوز بررسی نشده 🎶 ترانه فولکلور باسنک «اسب سبزرو» (حمام داماد) فولکلور هرمزگان · میناب اسب سبزرو مبارک تو چرا دیر آمدیشاه داماد در حمومن حالا که دیرآمدیای حمومی ای حمومی آب حموم تازه کنشاه داماد تو حمومن رختونی آماده کن ❤ ۰ 👁 ۱ با ترجمه هنوز بررسی نشده 🌙 لالایی فولکلور لالایی «لالالا بگم بی بچه شیرم» فولکلور هرمزگان · میناب لالالا بگم بی بَچه شیرُملالالالالای چوک دَلیرُم ❤ ۰ 👁 ۲ با ترجمه هنوز بررسی نشده 🎼 شعر شروهٔ محیا: «دلم غم دارد و شادی ندارد» سید محی‌الدین «محیا» بستکی · بستک دلم غم دارد و شادی نداردولایت بوی آبادی نداردبرات عمر محیا چار روز استکِرامندی به دامادی ندارد ❤ ۰ 👁 ۰ هنوز بررسی نشده 🎼 شعر شروهٔ محیا: «علی شیر خدای غیب دان است» سید محی‌الدین «محیا» بستکی · بستک علی شیرِ خدایِ غیب دان استمحمد سرور پیغمبران استعلی که کافران کرده مسلمانخدا بخشنده کل جهان است ❤ ۰ 👁 ۱ هنوز بررسی نشده 🎼 شعر شروهٔ محیا: «چه سازم که جوانی‌ام به سررفت» سید محی‌الدین «محیا» بستکی · بستک چه سازم که جوانی‌ام به سررفتدرخت شادکامی بی‌ثمر رفتدرخت شادکامی یار محیاچو مهمانی که شام آمد سحر رفت ❤ ۰ 👁 ۰ هنوز بررسی نشده 🎶 ترانه ترانهٔ «نظام‌وظیفه شبردن بی کاسم» نصرک (نصرالله) · بندرعباس نظام‌وظیفه شُبردِن بی کاسماز سُکمتیِ ای کاسم در سفر بوخجالتی با نِمِکو کَل صفر بو ❤ ۰ 👁 ۰ ترجمه‌ی پیشنهادی هنوز بررسی نشده 🎶 ترانه فولکلور باسنک «ای حمامچی» (حمام داماد) فولکلور هرمزگان · میناب ای حمامچی ای حمامچی آب حمام تازه کنمحض خاطر شاه داماد در حمام دروازه بکنای حمامچی ای حمامچی در حمام واز بکنمحض خاطر شاه داماد رختنی آماده کن ❤ ۰ 👁 ۰ هنوز بررسی نشده 🌙 لالایی فولکلور لالایی «عزیز نازنین در خواب نازن» فولکلور هرمزگان · میناب عزیز نازنین در خواب نازنسَر شُوم تا سحر چشم مُوم وازن ❤ ۰ 👁 ۵ با ترجمه هنوز بررسی نشده 🎼 شعر شروهٔ محیا: «دو ول دارم یکی گوهر یکی گنج» سید محی‌الدین «محیا» بستکی · بستک دو ول دارم یکی گوهر یکی گنجیکی از دل بَرَد غصه یکی رنجبلند اقبالی محیا ببینیدنشسته در میان گوهر و گنج ❤ ۰ 👁 ۰ هنوز بررسی نشده 🎼 شعر شروهٔ محیا: «فلک هر روز سنگی می‌تراشد» سید محی‌الدین «محیا» بستکی · بستک فلک هر روز سنگی می‌تراشدندانم طالع بخت که باشدبیا محیا نگاه طالعت کنکه بلکه طالع بخت تو باشد ❤ ۰ 👁 ۱ هنوز بررسی نشده 🎼 شعر شروهٔ محیا: «گلم رنگ از گل گوهر بگیرم» سید محی‌الدین «محیا» بستکی · بستک گُلم، رنگ از گل گوهر بگیرمستون از قلعهٔ خیبر بگیرمبه چرخ هفتمی مولای محیانگین از دست پیغمبر بگیرم ❤ ۰ 👁 ۰ هنوز بررسی نشده

شعر یا قصه‌ای بندری در خاطرت هست؟

لالایی مادربزرگ، دوبیتی صیادها یا قصه‌ای که شب‌ها می‌شنیدی را با ترجمه‌ی فارسی بفرست تا برای نسل بعد بماند.