یادتن — صالح سنگبر، با ترجمه و شرح فارسی محمد مذنبی
یادتن (قسمت 11)
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی صالح سنگبر 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
غایَه ی هِیشَه دِگَه سَر کَنگِی یَه / با سِنَک شاگُ دَگَه کی کِنگِی یَه
وقتِ عروسی باز «سرکنگی» بود / «باسنک» میخواندند؛ دیگر کی شانه میلرزاند!
تُو بِگَه سُواس وُ کَبکاب یادتن / رود نُقرَه شُو ِ مهتاب یادتن
«سواس» و «کبکاب» را برداری، یادت هست؟ / رودِ نقرهایِ شبِ مهتاب یادت هست؟
یادتن که بِل مابالا ماگُ / روی لنج ماهِلِه مالا ماگُ
یادت هست که «بِل ما بالا» میگفتیم؟ / روی لنج «ماهِلِه مالا» میگفتیم؟
جَم و اَمبُو دِگه سَمسُول یادتن / زَنِ زارغِ پای اَندُول یادتن
«جم» و «امبو» و دیگر «سمسول» یادت هست؟ / زنِ «زارغ» پای «اندول» یادت هست؟
یادتن تو دار مُساکی یادتن / تو سِپر تاس تو خوراکی یادتن
یادت هست تو، چوبِ مسواک یادت هست؟ / تو، «سپر» و تاس و خوراکی یادت هست؟
یادتن تو شاه پریُن یادتن / گَرهکُو رو سَر کَلیون یادتن
یادت هست تو، شاهپریان یادت هست؟ / «گرهکو» روی سرِ قلیان یادت هست؟
یادتن روضه زَنُونَ یادتن / یادتن اُشتر چه خوُنه یادتن
یادت هست روضهٔ زنانه، یادت هست؟ / یادت هست «اشتر چه خونه»، یادت هست؟
- شاعر
- صالح سنگبر
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد صالح سنگبر است.
یادداشتها
از منظومهٔ «یادتن» صالح سنگبر (حدود 8 بیت در این قسمت)؛ این قسمت ترجمهٔ سطربهسطر ندارد و فقط واژهنامهٔ فارسی دارد. فقط نخستین بیت آورده شد؛ این قسمت ترجمهی سطربهسطر ندارد؛ واژهنامهی صفحه: غایه = وقت؛ هیش = عروسی؛ سرکنگی = نوعی رقص بندری که بیشتر سر شانه ها را تکان می دهند؛ باسنک = نوعی همخوانی زنان بالای سر عروس هنگام حنابندان؛ سواس = نوعی پای افزار محلی که از رشته های تازه و مرغوب {سیس} الیاف درخت؛ نخل بافته می شود . به دمپایی امروزی شباهت دارد منتها در قسمت عقب آن؛ بندی قرار دارد؛ کبکاب = کفش های چوبی که در کدیم معمولا در خانه استفاده می شد .یک نوع دمپایی زنانه؛ ما هله مالا = معنی خاصی ندارد .همخوانی جاشوان وملوانان به هنگام کار به روی لنج و کشتی .یه همخوانی نیرو بخش و اتحاد بین آنها؛ اَمبو = سه پستان؛ جم = میوه بومی مناطق گرمیسری؛ زن زارغ = زنی که زایمان نموده؛ اندول = گهواره؛ سمسول = نوعی سبزی؛ دارمساکی = دارالمساکین . محل نگهداری گدایان پشت بیمارستان ثریای قدیم { بیمارستان شریعتی}؛ سپر تاس = نوعی ظرف سه تکه برای نگهداری و حمل غذا با دسته و روکش چوبی و آلومنیمی؛ شاه پریُن = شاه پریان .زیارتگاه در بندرعباس پشت سینما شهر زاد؛ گرهکو = ماده مخدری که در مراسم زار تدخین می شد خلسه آور؛ روی سر قلیان دود می دهند شامل {تنباکو . شیره خرما . گشته و کُندور }؛ اُشتر چه خونه = نوعی بازی محلی؛
نخستین نفری باشید که مینویسد