پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

یادتن — صالح سنگبر، با ترجمه و شرح فارسی محمد مذنبی

یادتن (قسمت 5)

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی صالح سنگبر 📍 بندرعباس

یادتن تو فارسی و کُوش و شمال / چَکو مِیگُ و مُمغ و مای تِلال

یادت هست این بادهای محلی وبومی منطقه را میگوهای کوچک خشک شده و ممغ و تلال هم نوعی ماهی

بادِلَه سَر کِشیده یادتن / خُنَه آغا سَدِیدَه یادتن

شلوارهای محلی زنانه زری دوزی و خوس نگاری شده را یادت هست آغا سدیده . خانه مرحوم محمد علی سدید السلطنه کبابی حاکم بندر را بیاد دارید

یادتن کارخونه خُنجِی یادتن / یادتن سید کُنجی یادتن

کارخانه خنجی اولین کارخانه نخ رییسی در بندرعباس در محله خواجه عطا یادت هست . سید کنجی نام فردی است

یادتن که فاطی عشِکی غار شَکِه / ماه روزه بِی همه بیدار شَکِه

یادت هست ماه رمضاه زنی بنام فاطمه عشقی دوست سحرها در دهل خود می کوبید {دم دم سحری} ومردم را از خواب بیدار میکرد

دُوری نابن و بَندر یادتن / ناله و غِژ غِژ ِ کَندر یادتن

فاصله دوری نایبند تا شهر بندر را یادت هست . درنایبند بعلت وجود آب در کدیم آب شهر از آنجا تامین می شد که بوسیله {کَندر} چوبی حدود یک متر ونیم و منعلف که دو سر آن باری و برای حمل آب بلاسی { حلبی بزرگ 20 لیتری} آویزان کرده و روی شانه آنرا حمل می کردندند و در موقع حرکت فرد صدایی مانند ناله و غژ غژ می داد

بارُن هَف شُو و هَف روز یادتن / چه خَاشه تعطیلی نوروز یادتن

بارندگی هفت شبانه روزی را یادت هست. تعطیلات نوروزی چقدر خوش بود

پای ِ لُورُ چَن تا تَک پَهن ماکه / تخُمَمه کِشمی دااخل صَحن ماکه

در کنار درخت لور چند حصیر فرش می کردیم و تخمه قشمی را داخل بشقاب می ریختیم

شاعر
صالح سنگبر
گویش
بندرعباس
ترجمه
از منبع

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد صالح سنگبر است.

یادداشت‌ها

از منظومهٔ «یادتن» صالح سنگبر؛ در صفحه هر بیت با ترجمه/شرح فارسی محمد مذنبی آمده (حدود 8 بیت در این قسمت). فقط نخستین بیت و ترجمه‌اش آورده شد؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.