پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

یادتن — صالح سنگبر، با ترجمه و شرح فارسی محمد مذنبی

یادتن (قسمت 8)

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی صالح سنگبر 📍 بندرعباس

خُور گَروُ چِکَدَه زیبا شَبُو / وختی که وُوُغار نَهَ هُوزار شَبُو

{خور} پیشرفتگی آب در خشکی {خور گرو} خوری در نزدیکی پارک سهند در غرب شهر .چقدر زیبا می شد وقتی که {ووغار} پایین رفتن آب دریا نبود و آب دریا بالا می آمد . در هنگام جزرو مد دریا

پا چُلُدُون پُرَ دارو پِرِغَه / لُوِ دیریا چِکَدَ کِل کِچِغَ

کنار {چللدون } چراغ خوراک پزی {دار و پرغه} خار و خاشاک بود لب دریا چقدر صدف و حلزون بود

یادِتن دِیریا وَا ما مهربُنَه / مِیگُو مُایِ پَلَّیَه فراوُنَه

یادت هست دریا با ما مهربانتر بود . میگو و ماهی بیشتر و فراوان تر بود

مُم اَ بازار شَهُند زَمبیل پُرَ / غایِه خواردنِ وُ نِیِشپِیِل بُرَه

مادر که از بازار می آمد زنبیل { سبد} او پُر بود {غایه} وقت خوردن آنقدر سیر می خوردیم که {نیشپیل} نخ ماهیگیری که بدور لُنگ می بستیم می خواست پاره شود

پِسینُو پِی سَرِ کَهرُن مارَه / تَرُ مِس ما زیر بارُن مارَه

عصر ها بدنبال گوسفندان می رفتیم با بدنی خیس زیر باران می رفتیم

یادتن روزُن خَش خَش یادتن / یادتن باشگاه آرش یادتن

یادت هست روزهای خوش خوش را یادت هست . یادت هست باشگاه آرش . یکی از باشگاه های قدیمی و پُر طرفدار بندر را یادت هست

یادتن گازی ماکه تو تیم نور / گُلی که صالح شَزَه اَ راهِ دور

یادت هست بازی {فوتبال} می کردیم در تیم نور و گلی که صالح {شاعر شعر یادتن } که یکی از بهترین بازیکنان دوره خود بود می زد از راه دور با تشکر از مهرداد شجاعی

شاعر
صالح سنگبر
گویش
بندرعباس
ترجمه
از منبع

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد صالح سنگبر است.

یادداشت‌ها

از منظومهٔ «یادتن» صالح سنگبر؛ در صفحه هر بیت با ترجمه/شرح فارسی محمد مذنبی آمده (حدود 8 بیت در این قسمت). فقط نخستین بیت و ترجمه‌اش آورده شد؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.