یادتن — صالح سنگبر، با ترجمه و شرح فارسی محمد مذنبی
یادتن (قسمت 19)
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی صالح سنگبر 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
مِث شی رِی بَشِت و چَمَک بُکُنت / بِرزِه سَکَنگِی و ُ عَرکِ بُکُنت
مثلِ «شیری» باشد و «چمک» کند / «سکنگی» بیندازد و عرق کند
بِنینه رو شاخه و پُل بُکُنت /تَمُوم باغ و پُر اَ گُل بَکُنت
روی شاخه بنشیند و جوانه بزند / تمامِ باغ را پر از گل کند
روی موج اُ موج سواری بُکُنت / سر ظهر میل به هَواری بُکُنت
روی موجها موجسواری کند / سرِ ظهر میلِ «هواری» کند
یه تا شَهلِنگ گَپ و تِلو بِزَنت /بی خودی اُ اَ خُدی جلو بِزَنت
یک «شهلنگِ» بزرگ و گنده بزند / بیخودی از خودش جلو بزند
غم و غُصتَه تو دِلی گُلُو بَشِت / مِهرَبُنی رو لُوی وِلُو بَشِت
غم و غصه در دلش گلوله شود / مهربانی روی لبش لبریز باشد
- شاعر
- صالح سنگبر
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد صالح سنگبر است.
یادداشتها
از منظومهٔ «یادتن» صالح سنگبر (حدود 8 بیت در این قسمت)؛ این قسمت ترجمهٔ سطربهسطر ندارد و فقط واژهنامهٔ فارسی دارد. فقط نخستین بیت آورده شد؛ این قسمت ترجمهی سطربهسطر ندارد؛ واژهنامهی صفحه: شی ری = شعری؛ چمک = رقص؛ سر کنگی = نوعی رقص بندری که بیشتر سر شانه ها را تکان می دهند؛ عرک = عرق؛ پُل =دراینجا به معنی غنچه گرفتن و شکوفه زدن؛ هواری = استامبولی؛ شهلنگ =قدم بلند؛ گپ = بزرگ .سخن؛ تلو = بزرگ به لحاظ حجم و چثه .گُنده؛ گُلُو = ذوب شدن .آب شدن مایع؛ لُو = لب؛ وِلُو = سر گردان . بی کار . پخش و پلا؛ کپشو =وارونه . واژگون؛ جاگه = جایگاه به رختخواب هم اطلاق می شود؛
نخستین نفری باشید که مینویسد