شعر و داستان بندری
دوبیتیهای صیادها، ترانهها، لالاییها، شروهها و قصههای شبنشینی هرمزگان؛ هر اثر با متن اصلی، ترجمهی فارسی و معنی واژهها با یک کلیک.
📚 داستان
چیچکای مه و بی بی ما
پاپایا ایلزاده · بندرعباس
چیچکای مه و بی بی ما (مم گپو )(مم خالو) خداش بیامرزت مم گپوی ما خیلی ادم سختگیری تو نماز خوندن و مسائل دینی و مذهبیه. زمون دبیرستان مخصوصا از سال سوم مه خیلی…
❤ ۰
👁 ۳
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
🎼 شعر
نامه بی حسین
گلشن سورو (ناخدا) · بندرعباس
نامه بی حسیننامه بی حسین کَسِر نواز پنج ساله ی هرمزگانیدُهل ون بی که بَ صدا در اَهندنگجَمبو حسین خیلی خوشحال بُودُم وَختی اُمدی تو هم مِثِ مِه دُهل زدن دوستت
❤ ۰
👁 ۰
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
🎼 شعر
دست و پای غــــُـچـکــت
عبدی محب · بندرعباس
دست و پای غــــُـچـکــت چه زشتن و مثـل خـزوکنچشمونت تاک و پراکن بـَدومن ، کاجـــن و لـوکــــنجـــون مــادرت وا مــــــه خنــده ولوفــنــدی مـکــــندندونت کرم ایزدن سیـــاه و زشتـــن مثــــه موکن
❤ ۰
👁 ۰
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
مسابکه فوتبال با تیم کلکآدی
پاپایا ایلزاده · بندرعباس
مسابکه فوتبال با تیم کلکآدی پشته مسابکه فوتبال محله ای خیلی برگزار شبو و محله ئو شاره مسابکه دوستانه شانهاد. یکسال ما از بندر رفتیم کلکادی به مسابکه و بشنووی که چه
❤ ۰
👁 ۲
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
نامه غلی سیا به نامزد سرحدی اش
سیخور (مدیر وبلاگ هورمودر) · بندرعباس
نامه غلی سیا به نامزد سرحدی اش سلام نازیلا سلامی چو بوی خوش آشنایی...
❤ ۰
👁 ۱
هنوز بررسی نشده
🎼 شعر
اِدگو برم
خالو مجید · بندرعباس
اِدگو برم که دیر ابو چون آسمون ای نین ستارهاُمگو بکن برَُکه نَ روُ خو تابگینن یار مِه ایشه جمال صد ستارهاِدگو که نابو اُمناوا پیدا بَشه بی تو رقیب بی قوارهاُمگو بدو باهم بشیم فصل بهارن دشتون و صحرا لاله زارن
❤ ۰
👁 ۰
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
چیچکای خالو احمد
پاپایا ایلزاده · بندرعباس
خالو احمد چهمی خیلی ضعیفه و هرچه چولنگوش پیله شاکرد که پدر جون باید بری دکترو عمل بکنی کبول شنکرد و شگو خوتو کوری مه چهمم روشن و شارافت ندیرن ؛خلاصه بعد ازکلی سرو…
❤ ۰
👁 ۵
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
هو سرد کن خلافکار
سیخور (مدیر وبلاگ هورمودر) · بندرعباس
هو سرد کن خلافکار ای هو سرد کن چهم ترکیده!! غایه ای که مثل گُروهَ(گربه) اَ دیوال خونه مردم دِرنگ اتگفته و بی امبا دزی(انبه دزدی)بالا ترفته باید فکر ایجاش اتکرده...صد گیر وا تو…
❤ ۰
👁 ۲
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
🎼 شعر
کَتل و کندر
حسین یوسفزاده · بندرعباس
قراره کوله وا کندر بزنیمدلخو وا دیریای بندر بزنیمقراره شاد بشیم و گل بگیمترانه وا صوت بلبل بگیم
❤ ۰
👁 ۲
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
مه و نومزاد سرحدی
پاپایا ایلزاده · بندرعباس
سال اول دبیرستون یتا دهتکه سرحدی وا ما اشنا بو و خودی گول شدا که سعید کنگرانی خالومن و گوگوش دهت خاله بپومن گرچه مه تا روز اخر باور اومنکرد چون به کسی بر…
❤ ۰
👁 ۳
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
چیچیکای کغار
سیخور (مدیر وبلاگ هورمودر) · بندرعباس
چیچیکای کغار احتمالا همتون ادونی کغار چن؟؟...کغار یه پرنده شبیه سورسکن ولی یخو گپتر و جونتر از سورسک که فکر اکنم وا فارسی شگن فاخته... زمستونو وقتی بری صحرا از شهر معمولا سر پسین…
❤ ۰
👁 ۴
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
چیچکای مه و نومزاد گذشته
پاپایا ایلزاده · بندرعباس
اغام که شما باشی ما نومزادی موهسته مال یکی ازدهاتو نزیک بندر ..بپش کاچاکچی گپیه و خیلی هم سرشناس و پولداره .از کضای روزگار ما وا دهت کوکلوش اشنا بودنگ و شو انده
❤ ۰
👁 ۳
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
شعر یا قصهای بندری در خاطرت هست؟
لالایی مادربزرگ، دوبیتی صیادها یا قصهای که شبها میشنیدی را با ترجمهی فارسی بفرست تا برای نسل بعد بماند.
