شعر و داستان بندری
دوبیتیهای صیادها، ترانهها، لالاییها، شروهها و قصههای شبنشینی هرمزگان؛ هر اثر با متن اصلی، ترجمهی فارسی و معنی واژهها با یک کلیک.
📚 داستان
کصه َبما
حبیب سوروئی · بندرعباس
کصه بما (بپ ما) و علی دریازاده داور مکدمه . اول گپم بی عزیزُن بگم بیشتر مطلبن مه سوژش و موضوعش از دوست خوب مه امید بندری عزیزن همی امید خومون.( آی امید باد…
❤ ۰
👁 ۳
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
په بیچه دنیاخلاص نوو ؟ (طنز)
موسی طایف (مدیر وبلاگ) · قشم (درگهان)
هرچه شمع دخه دکنن ووده خالی شکرده که اگه یه وخته دنیا تار وو ازشمعون خو استفاده بکنن...عجب آلا مارفتیم یک بسته شمع بخریم شگو تموم ووده خالو دیر هندی واتعجب امگو بیچه دیرهندم…
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
زینبو
اسد مذنبی · بندرعباس
بریم بسته ون چاکلیت و پارچه ای نُشت جلو حَوّا و دشداشه ای بالا ایکشی تا وا راحتی بتونت بنینِت ، رو حصیر مهتابی رو بَ رو حوّا نِشت . حوّا وا خُوشحالی بی…
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
عاکِبَت مُرگ دُزی
چوک شهرو · بندرعباس
ای روبای بی حیا * هوندی بی سر و صدا هوندی که مُرگ بُبَری * خدا روت ایکه سیا یه روز مه و زنکه ( خانم خونه ) رفتیم بندر خرید و موگو یه…
❤ ۰
👁 ۲
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
بی بی....
آرزو · بندرعباس
بی بی خیلی خوب استه اما خوب اینادی، خوب ایناشنفت.... بی بی یه تا سنجاق قفلی وا زیرپوش ململش شزه که جنو سروختش نیان!...
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
چیچیکای کغار
سیخور (وبلاگ هورمودر) · بندرعباس
حتمالا همتون ادونی کغار چن؟؟...کغار یه پرنده شبیه سورسکن ولی یخو گپتر و جونتر از سورسک که فکر اکنم وا فارسی شگن فاخته... زمستونو وقتی بری صحرا از شهر معمولا سر پسین صدای کغار…
❤ ۰
👁 ۲
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
ما کجا و اونا کجا!!!!!
برگردان: چوک محله · قشم
بعضی از کسونی که داخه شهر زندگی اکنن به ما که تو دهات زندگی نکردیم اگن دهاتیه بی کلاس . نافهمم دلیلش چن ولی یه بار یه نفه همچین گپی به مه ایزه
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
گردش
آرزو · بندرعباس
۲۰ سال پیش: ظهر جمعه باغ ایسین قبل از ایکه وا بادش هادن......
❤ ۰
👁 ۲
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
چیچکای.... زن دزیدن بپ ما
پاپایا ایلزاده · بندرعباس
چیچکای.... زن دزیدن بپ ما کبلا اومگوت که بنده حقیر نومزاد بالاشهری موهسته و کرار بو که شو جمعه با عامو نومزادمو که از دوستان خودوم هسته برنگ گپ بزنگ و روز خواستگاری معین
❤ ۰
👁 ۲
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان
ای گو
چوک سیم بالا (غلامرضا دادنهال) · بندرعباس
عشک ، آدمو بی پروا اکنت ، جسارت وشوجا ات تو عشک مهم ، تا ،بی آون برسی ، وگر نه آدمون ترسوو وبزدل ، تو نیم راه امونن . وما نه باید ،…
❤ ۰
👁 ۳
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
🎼 شعر
حیف!
آرزو · بندرعباس
کیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی.................................................مثه گنوغو بای بای شوکه و داخل حجله بودن...دود اسفند نحسشو کورم ایکه
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
🎼 شعر
منصفی ، ای طُو مَکُن خالو
صالح سنگبر · بندرعباس
منصفی ، ای طُو مَکُن خالو ، پَ انصافِت کُجان ؟!گرمی و نرمیِ احساسِت کُجان ؟!ای دُرُستِن که بِرِی به راهِ خُوت ؟ای دُرُستِن شعرِ بندِر وا خُو تهنا بُنُسی ؟
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
شعر یا قصهای بندری در خاطرت هست؟
لالایی مادربزرگ، دوبیتی صیادها یا قصهای که شبها میشنیدی را با ترجمهی فارسی بفرست تا برای نسل بعد بماند.
