پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

یادتن — صالح سنگبر، با ترجمه و شرح فارسی محمد مذنبی

یادتن (قسمت 10)

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی صالح سنگبر 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

توی صُپ مای مُکوَّ ا شُلَگید / رَنگینَک یا که گُلُمبا شَلَگِید

در «صُپ»، ماهیِ «مکوّا» می‌چیدند / رنگینک یا گلمبا می‌چیدند

خَمَل و کَرکُو و اَمبا شلگید / شُو مهتاب لُپَنگا شلگید

خارک و خیار و انبه می‌چیدند / شب‌های مهتاب «لپنگا» راه می‌انداختند

یادتن گازی ماکِه وا گَلگَلی / یادتن بُنگِرِن و پِنجَه علی

یادت هست با «گلگلی» بازی می‌کردیم؟ / یادت هست «بنگر» و «پنجه‌علی»؟

مُلا نرگس مُلا لَنگُو یادتن / وُ دِگَه گِل شَخا جَنگو یادتن

ملا نرگس و ملا لنگو یادت هست؟ / و دیگر گِل‌بازی و دعواها یادت هست؟

سَرِ سُفرَه غایِه چاستَه یادتن /توی صَحن خرما لَپاشتَه یادتن

سرِ سفره، وقتِ ناهار یادت هست؟ / خرمای «لپاشته» در دیس یادت هست؟

هلیلی و رزِک و مُرداسِنگ / مازَدَه گَل اَخُلک تِنگاتِتگ

هلیلی و رزک و مرداسنگ / با «اخلک» تنگاتنگ گِل می‌زدیم

توی مُشتایِ خُنَه نارنگی یِه / جلُو دِیر رو خُنَه مَهرِ نگی یَه

در «مشتا»ی خانه درختِ نارنگی هست / جلوی در، روی خانه، «مهرِ نگی» هست

شاعر
صالح سنگبر
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد صالح سنگبر است.

یادداشت‌ها

از منظومهٔ «یادتن» صالح سنگبر (حدود 8 بیت در این قسمت)؛ این قسمت ترجمهٔ سطربه‌سطر ندارد و فقط واژه‌نامهٔ فارسی دارد. فقط نخستین بیت آورده شد؛ این قسمت ترجمه‌ی سطربه‌سطر ندارد؛ واژه‌نامه‌ی صفحه: صُپ = بافته ای از پِیش .برگ درخت نخل پهن و گرد مثل سینی؛ خَمل = خرمای کال؛ کَرکو = خیار چمبر؛ لُپنگا = نوعی بازی محلی بومی؛ شُو = شب؛ گَلگَلی = بازی محلی با رینگ دوچرخه؛ بُنگرِ = استخر طبیعی در کوهستان؛ پِنجه علی = زیارت گاهی در شمال شهر؛ ملا نرگس و ملا لنگو = دو بانوی که در مکتب خانه های قدیمی قرآن خوانی را تدریس می کردند؛ چاشت = نهار؛ صحن = بشقاب؛ خرما لباشته = خرمایی که با دست مالش و هسته آنها را بیرون می آوردند؛ هلیلی و زرک و مرداسنگ = سه نوع خرمای بومی؛ گَل اَخُلک = لبالب تا خرخره؛ مُشتا= باغچه ای که از چوب وخاشاک محصور گشته باشد؛ دِیر = کپری که تابستا ن ها روی پشت بام خانه درست می کردند؛ مَهرنگی = دیوارهای شبکه ای که از چوب درخت نخل درست می کنند؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.