یادتن — صالح سنگبر، با ترجمه و شرح فارسی محمد مذنبی
یادتن (قسمت 20)
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
سرودهی صالح سنگبر 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
کُوکِ اَمبا چِ تُو کا مَیُنشِن / سِجِلِ هر کُم اَدُون زَبُنِشِن
هستهٔ انبه چطور میانش است؛ شناسنامهٔ هر قوم و قبیلهای زبانش است
یادتن وخَتی چَپُونی شازَدَ / یادتن غایِه تمومی شازَذَهَ
یادت هست وقتی چپونی میزدند؟ یادت هست آن وقت که همه با هم میزدند؟
شاعِرُم شاعر شهر بَندِرُم / مِث نَگلَه روی دیریا سَمِّرُم
شاعرم، شاعرِ شهرِ بندرم؛ مثلِ نگلهای روی دریا سرگردانم
نُمِ مِه صادن و ُ شهرت پوریا / مُخلِص مردُم حوب و بی ریا
نامِ من صالح است و شهرتم پوریا؛ مخلصِ مردمِ خوب و بیریا
- شاعر
- صالح سنگبر
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد صالح سنگبر است.
یادداشتها
از منظومهٔ «یادتن» صالح سنگبر (حدود 5 بیت در این قسمت)؛ این قسمت ترجمهٔ سطربهسطر ندارد و فقط واژهنامهٔ فارسی دارد. فقط نخستین بیت آورده شد؛ این قسمت ترجمهی سطربهسطر ندارد؛ واژهنامهی صفحه: کوک = هسته؛ امبا = انبه؛ چتوکا = چه چطور؛ مینشن = میانش است؛ سجل = شناسنامه؛ کم ادون = قوم و قبیله؛ زبُنش = زبانش؛ چپونی= اجرایی موسیقی با دهل و کِسر با ریتم تند که به هنگام پایان گرفتن عروسی انجام می شود؛ نگله = بار قاچاق ریخته شده به دریا که دارایی پوشش چند لایه پلاستیکی بوده و زیر آب نمی رود؛ سممر = رها . سرگردان؛ نُم= نام اسم؛ صاد = نام هنری صالح؛ پوریا = فامیلی هنری صالح؛
نخستین نفری باشید که مینویسد