پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های فعل و کار

۱۰ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «فعل و کار» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۱۰ واژه

فعل و کار اتام at-ā-m می‌آیم، میام «اتام فردا» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته فعل و کار اجکم Ajkam می‌پرم «اجکم بالا» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته فعل و کار اخرم Akhram می‌خورم «اخرم نان» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته فعل و کار ارم Aram می‌روم، خواهم رفت «ارم خانه» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته فعل و کار اگم Agam می‌گویم «اگم می‌روم» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته فعل و کار پنجروک Panjrūk نیشگون گرفتن، فشار دادن، نیشگون «پنجروک مت کن.» تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته فعل و کار چخیدن Chakhidan رقصیدن «تو جشن چخید» تأییدشده · ۲ منبع پارسیانی هنوز رأی نگرفته فعل و کار سُک کردن Suk Kardan تحریک کردن، اذیت کردن «سکی مکن.» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته فعل و کار غور Ghur نگهداری، محافظت، نگهداری و مراقبت (از انسان «از بچه‌ها غور کن.» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته فعل و کار منائی Manāi کفران نعمت، عیب‌جویی، عیب‌بینی «منائی نکن.» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.