واژههای بدن
۲۹ واژهی بندری در دستهی «بدن» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
بدن
اُشکُم
uškum شکم، نوعی پیراهن زنانه
«اُشکُم درد»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیهرمزی +۱
هنوز رأی نگرفته
بدن
برم
Barm ابرو
«برم درشت»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلاری
هنوز رأی نگرفته
بدن
پدم
Padom ورم، آماس، ورم و آماس
«دستم پدم شد»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
بدن
پسلهُ
Paslahū پشت، عقب چیزی، پشت چیزی
«پسلهُ من دردناک است.»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
بدن
پنج
penj ناخن، عسل
«پنج دست»
تأییدشده · ۵ منبع مینابیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
بدن
پوت
Pot دامن، مو
«پوت سفید شد»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
بدن
تر
ter باد صدادار شکم، باد صداداری که از انسان خارج میشود، باد با صدا از شکم
«تر خروج»
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
بدن
تک
Tak یا تکل شکم، حصیر برگ نخل، حصیر
«تک درد میکنه»
تأییدشده · ۱۴ منبع بندرعباسیهرمزی +۲
هنوز رأی نگرفته
بدن
توس
Tus باد بیصدای شکم، باد از شکم
«توس خروج»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
بدن
تیغار
Tighār سینه، جلوی بدن، جلو
«تیغار قوی باید داشته باشی.»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
بدن
جن
Jan جان، بدن
«جن خوبه»
در حال بررسی بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
بدن
جی جی
Ji Ji شیر مادر
«جی جی برای نوزاد»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
بدن
چرم
Cherm آب بینی
«چرم بینی»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
بدن
چِم
Chim یا چه، چهن چشم
«چِم بیدار»
تأییدشده · ۱۱ منبع بندرعباسیقشمی +۴
هنوز رأی نگرفته
بدن
خُلک
Khulk خلق، گلو، ستون هوایی
«خُلکام خشک شده است.»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
بدن
ریک
Rik اسهال
«ریک دارم»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
بدن
کچال
Kachal طاس، کچل
«کچال شد»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
بدن
کچک
Kachak تولهسگ، بغل، پا (بیشتر برای حیوانات)
«کچک درد»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
بدن
کرشک
Karshak چرک چشم، چرکی چشم
«کرشک چشم»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
بدن
کلنچ
kelench انگشت، انگشت پا
«کلنچ شکسته»
تأییدشده · ۵ منبع مینابیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
بدن
کنگ
Kang یا کنگا (جمع) شانه، کتف، رطب کال و نرسیده
«کنگهای صیاد قوی هستند.»
تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
بدن
کولنجک
Kulanjak باد زیر قفسه سینه
«کولنجک درد»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
بدن
لوس
lows لبها (بالا و پایین)، لب، لب بالا و پایین
«لوس سرخ»
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
بدن
لووس
Lous لب بالا، لب بالایی
«لووس خونریزی میکنه»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
بدن
مرهن
Merehn گردن
«مرهناش از باد برنده بلند است.»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
بدن
مَفرَک
Mafrak آرنج، مفصل بازو
«مَفرَکام از کار دردناک است.»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
بدن
ملال
melal مژه، مژه چشم
«ملال سیاه»
تأییدشده · ۴ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
بدن
ناک
nāk ناف
«ناک بدن»
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
بدن
نشک
Neshak دندان نیش
«نشک تیز»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
