واژههای بازی و سرگرمی
۸ واژهی بندری در دستهی «بازی و سرگرمی» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
بازی و سرگرمی
بیک
Baik عروسک دستساز
«بیک خودش ساختمش»
تأییدشده · ۲ منبع پارسیانی
هنوز رأی نگرفته
بازی و سرگرمی
پرپروک
Perprok پروانه، فرفره از برگ نخل، فرفره
«پرپروک میچرخه»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
بازی و سرگرمی
دارتلومپکا
Dartlompka نوعی بازی بالای درخت، بازی بالاروی درخت
«دارتلومپکا خطرناکه»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
بازی و سرگرمی
دوختولوک
Dokhtolok عروسک
«دوختولوک قشنگ»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
بازی و سرگرمی
دینگو
Dingo رقص
«دینگو میکنه»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
بازی و سرگرمی
دینگوو
Dingauv تاتیتاتی (بازی کودک نوپا)، بازی کودک تازه راهرو
«بچه دینگوو میکنه»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
بازی و سرگرمی
لوپنگاه
Lopengah نوعی بازی با پارچه بافته، بازی بافتن پارچه
«لوپنگاه بازی دختران»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
بازی و سرگرمی
هیلوو
Hilow تاب (بازی)، تاب، نوعی بازی
«هیلوو توی پارک هست»
تأییدشده · ۲ منبع پارسیانی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
