واژههای زمان
۴ واژهی بندری در دستهی «زمان» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
زمان
پره
Pare پریروز
«پره آمد.»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
زمان
دوش
Dosh دیروز، روز قبل، دوش
«دوش به بندر رفتم.»
تأییدشده · ۸ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
زمان
سبا
Sabā فردا
«سبا دریا آرام خواهد شد.»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
زمان
شو
Show شب، شوهر، شش
«شو رفتهایم.»
تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیقشمی +۳
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
