پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های لارکی با معنی فارسی

واژه‌های گویش لارکی (لارک، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان لارک کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای لارکی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۱۰۸ واژه‌ی لارکی

اصطلاح و عبارت آ Ā یا ey، آیِه حرف تعجب (مردانه)، آن، این «آ ئی توکا؟» تأییدشده · ۱۵ منبع بندرعباسیقشمی +۵ هنوز رأی نگرفته متفرقه اَچُم ʔešm یا اشم می‌روم، شما «mo bey xowneye hamsāda ni-ŝom» تأییدشده · ۴ منبع لارکیلاری +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه اسپ æsp اسب تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه اسپیر espir سفید «æspe espir» تأییدشده · ۲ منبع لارکیبشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه اسو ʔe su اینجا تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه اشین ʔšin ایشان، آنها تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه ان ʔən آن، او «ʔən merku» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیلارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه ان جگاهن ʔæn dʒegæ:hæn آنجا تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه ان سو ʔən su آنجا تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه انتف ʔentæf خورشید تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه اندیه کس بییه ʔəndeyæ kæs biyiye آنجا کسی هست؟ تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه انشینن ʔænʃinæn آن‌ها تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه ای روز i ruz امروز تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه ایّو æjju مادر تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته خانواده با Bā یا بآو، بابا بابا، پدر، مادر «با صبح زود به دریا می‌رود.» تأییدشده · ۲۱ منبع بندرعباسیقشمی +۶ هنوز رأی نگرفته متفرقه بارن bæ:ræn باران تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه بب bəb پدر تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه بُرد bord دو طرف راست و چپ قایق، پهلو و کناره‌های لنج، به قسمتی از لنج گفته می‌شود تأییدشده · ۵ منبع لارکیمینابی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه برر bərər برادر تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه بکرت bokret ماده (جانور) تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه بو bu به، نخل «bu mu» تأییدشده · ۲ منبع لارکیبشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه بیبو beibo عروس تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه بیوو beywu عروس تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه پشت pæšt پنج تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه پیری piri پدربزرگ تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه تکشم tekəšum بکارم «ʔešmə rafti mur tekəši» تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه تو tovi: یا تُوی تو، در، توی «tü rüznāma gofta abüt» تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیلارکی +۳ هنوز رأی نگرفته متفرقه تهتی مه بم پشیهیه tehəti me bum pešihiye می‌خواهی بروم پیشش؟ تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه تهه təhe یک تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه جون jun قشنگ، زیبا، تن «jun-e kākā-š» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلارکی +۱ هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.