واژههای لارکی با معنی فارسی
واژههای گویش لارکی (لارک، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان لارک کامل میشود؛ اگر واژهای لارکی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
اصطلاح و عبارت
آ
Ā یا ey، آیِه حرف تعجب (مردانه)، آن، این
«آ ئی توکا؟»
تأییدشده · ۱۵ منبع بندرعباسیقشمی +۵
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَچُم
ʔešm یا اشم میروم، شما
«mo bey xowneye hamsāda ni-ŝom»
تأییدشده · ۴ منبع لارکیلاری +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اسپ
æsp اسب
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اسپیر
espir سفید
«æspe espir»
تأییدشده · ۲ منبع لارکیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اسو
ʔe su اینجا
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اشین
ʔšin ایشان، آنها
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ان
ʔən آن، او
«ʔən merku»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیلارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ان جگاهن
ʔæn dʒegæ:hæn آنجا
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ان سو
ʔən su آنجا
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
انتف
ʔentæf خورشید
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اندیه کس بییه
ʔəndeyæ kæs biyiye آنجا کسی هست؟
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
انشینن
ʔænʃinæn آنها
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ای روز
i ruz امروز
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ایّو
æjju مادر
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
خانواده
با
Bā یا بآو، بابا بابا، پدر، مادر
«با صبح زود به دریا میرود.»
تأییدشده · ۲۱ منبع بندرعباسیقشمی +۶
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بارن
bæ:ræn باران
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بب
bəb پدر
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بُرد
bord دو طرف راست و چپ قایق، پهلو و کنارههای لنج، به قسمتی از لنج گفته میشود
تأییدشده · ۵ منبع لارکیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
برر
bərər برادر
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بکرت
bokret ماده (جانور)
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بو
bu به، نخل
«bu mu»
تأییدشده · ۲ منبع لارکیبشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیبو
beibo عروس
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
بیوو
beywu عروس
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پشت
pæšt پنج
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
پیری
piri پدربزرگ
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تکشم
tekəšum بکارم
«ʔešmə rafti mur tekəši»
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تو
tovi: یا تُوی تو، در، توی
«tü rüznāma gofta abüt»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیلارکی +۳
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تهتی مه بم پشیهیه
tehəti me bum pešihiye میخواهی بروم پیشش؟
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
تهه
təhe یک
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
جون
jun قشنگ، زیبا، تن
«jun-e kākā-š»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلارکی +۱
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
