پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های پوشاک

۲۶ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «پوشاک» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۲۶ واژه

پوشاک بتوله Batula یا بتیله برقع، پوشش صورت «بتولش سیاه رنگه» تأییدشده · ۵ منبع هرمزیلنگه‌ای +۲ هنوز رأی نگرفته پوشاک پاکَش Pakash جوراب «پاکَش سفید» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته پوشاک پت Pat دامن لباس، پیراهن، مو «پت‌ام خیس شده است.» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته پوشاک پوزار Pozar دمپایی، نعلین، پای‌افزار «پوزار راحت» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته پوشاک تونبن Tonban شلوار «تونبن سفید» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته پوشاک جلویر Jalvir دستمال «جلویر تمیز» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته پوشاک جمه jema پیراهن، لباس، مکانی در کنار دکل لنج که آب‌های نفوذی از دریا در آن‌جا جمع می‌شوند «جُمه سفید» تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته پوشاک جوتی Jūti کفش، پاپوش «جوتی‌های قدیم را رها کردم.» تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیهرمزی +۲ هنوز رأی نگرفته پوشاک چَپَت Chapat دمپایی، به جان کسی افتادن، چیزی بر جان ما بیفتد «چَپَت پا» تأییدشده · ۳ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته پوشاک چپلی Chapali دمپایی، صندل، کفش سبک «چپلی برای تابستان خوبه» تأییدشده · ۳ منبع پارسیانیلاری هنوز رأی نگرفته پوشاک دستار Dastaar روسری، پوشش سر از پارچهٔ گران‌قیمت با لبهٔ زری‌دوزی‌شده «دستار سفید» تأییدشده · ۳ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته پوشاک دُلاخ Dolakh جوراب «دُلاخ پا» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته پوشاک دولاخ Dolakh یا دو لاخ، دو لاغ جوراب «دولاخ سرما رو گرم کنه» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلاری هنوز رأی نگرفته پوشاک سر بنک Sar Bank پارچه روی سر نوزاد «سر بنک نوزاد» هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته پوشاک سواس Sowas کفش از سیس نخل، دمپایی از برگ خرما، پای‌افزار بافته از سیس نخل «سواس راحت است» تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیهرمزی +۱ هنوز رأی نگرفته پوشاک سودری Sudari نوعی ژاکت «سودری تابستانه» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته پوشاک شیله Shila چادر زنانه، نوعی پارچه چادر، نوعی پارچهٔ ارزان (آستر لچک و چادر) «شیله سفید پوشیده» تأییدشده · ۶ منبع قشمیپارسیانی +۱ هنوز رأی نگرفته پوشاک کپره kapera زیرپیراهنی، پیراهن، زیر پیراهن «کپره سفید» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته پوشاک کمیس kamis پیراهن، پیراهن مردانه «کمیس سفید» تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیهرمزی +۲ هنوز رأی نگرفته پوشاک کنجل Kanjel سرمه، ماده سیاه بزک چشم «کنجل برای چشم» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته پوشاک لچک lachak روسری کوچک سه‌گوش، پارچه بنددار سر زنان، نوعی کلاه زنانه «لچک سرش رو پوشاند» تأییدشده · ۹ منبع بندرعباسیهرمزی +۲ هنوز رأی نگرفته پوشاک لنگ Lang پارچه‌ای که مردان دور پاها می‌بندند، پا، گام «لنگ پارچه‌ای رنگی است.» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته پوشاک ماشین Mashin نوعی دمپایی ساخته از لاستیک ماشین، دمپایی از لاستک ماشین «ماشین راحت» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته پوشاک مندیل Mandīl عمامه، دستار، سرپیچ «مندیل را دور سر می‌بندند.» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته پوشاک نشپیل nešpil طناب بافته که به کمر می‌بستند، نخ ماهیگیری، طناب برای کمر «نشپیل کمر» تأییدشده · ۳ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته پوشاک نیم پاتولون Nimpatolon شلوارک، شلوار کوتاه «نیم پاتولون گرم نیست» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.