واژههای باور و آیین
۳ واژهی بندری در دستهی «باور و آیین» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
باور و آیین
بی بری
Bi-Bari یا بیبری، بیوری آدمی (بیمار) که گوشت بچهها را میخورد (باور عامیانه)، انسانی که گوشت بچه میخورد، بیماری مرموز و مهلک شبیه جذام
«بیبری خطرناکه»
تأییدشده · ۴ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
باور و آیین
چل بر
Chel Bar نوعی دعا با گره زدن موی حیوانات برای بیمار، دعای پیچ و گره
«چل بر بستن»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
باور و آیین
عیش
Aish عروسی
«عیش قشنگ بود»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
