پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های رودانی با معنی فارسی

واژه‌های گویش رودانی (رودان، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان رودان کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای رودانی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۱۲۸ واژه‌ی رودانی

متفرقه آ را اون ور «آ را دِلُم» تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه استک estak هسته، هسته میوه، هستهٔ خرما تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه استومه estoma کفگیر، قاشق در حال بررسی مینابیرودانی هنوز رأی نگرفته جانوران اشتر Eshtar شتر «اشتر بزرگ است» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته صفت و حالت اشکال eškāl شکار، صید «اشکال ماهی» تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیرودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه آشکِلِنگ النگو هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه اشکهتن eškaht-en شکستن تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوپینا Ofina یا اوفینا پاسخ ترجیع‌بندِ جمع در نمایش موغلی پنا «زائو: زُغال بیا. جمعیّت: اوپینا.» تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه اهماستن ehmāst-en جرئت کردن تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه ای را این ور «ای را دِلُم» تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه اِی زا اصلاً هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه ایوار بارور کردن درخت خرما هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته خانواده با Bā یا بآو، بابا بابا، پدر، مادر «با صبح زود به دریا می‌رود.» تأییدشده · ۲۱ منبع بندرعباسیقشمی +۶ هنوز رأی نگرفته متفرقه باری چته هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه ببو bobū دستبند، النگو، باشد (فعل کمکی بودن به معنای باشیدن) «کمک حال بَپی بِبو» تأییدشده · ۳ منبع رودانیلاری هنوز رأی نگرفته خانواده بپ Bap - Bapu یا بآو، بپو پدر، پسر بزرگ، بابا «بابای من ماهیگیر است.» تأییدشده · ۸ منبع بندرعباسیهرمزی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه بَپُم پدرم «بی بَپُم بگه» تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه بپی bapi پدرش، باباش «مثل بَپی کچل بِبو» تأییدشده · ۲ منبع مینابیرودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه بُچ پوزه، دهان هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه برنگ boreng ترمز، لیوان سفالی، کاسه گلی تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه بش bosh گوشه (چادر یا دستمال)، گوشه، سهم تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه بُش و بال یال و کوپال هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه بوتستن butesten توانستن تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه بُوج ابر، اسفنج هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه بودن büd-en شدن، بودن تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیرودانی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه بوده شده «هو گرم بوده؟» تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه پاتلون patelon شلوار تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیرودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه پاتُوف خرپا هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه پالکی وسیله‌ای برای حمل بیمار هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه پالوتن پالیدن هنوز بررسی نشده رودانی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.