واژههای خوراک
۳۸ واژهی بندری در دستهی «خوراک» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
خوراک
لومی
Lomi آدامس
«لومی خوشمزه است»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
خوراک
لهمک
Lehmak تخممرغ نرمپوست، تخم مرغ نیمهپخته
«لهمک نرم است»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
خوراک
مجگو
Majgu بادام تلخ
«مجگو درخت»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
خوراک
مرداسنگ
Mordaseng نوعی خرمای زرد گرد ممتاز، خرمای گرد زرد ممتاز، گونهای از درخت نخل
«مرداسنگ خرمای خوبی است»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
خوراک
ملنگونی
Malengoni نوعی خرمای قرمز ظریف، خرمای قرمز ریز
«ملنگونی قرمز و ظریفه»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
خوراک
نغار
Neghar نوعی خرمای زرد درشت زودرس، خرمای بزرگ زرد، گونهای نخل زودرس با خارک و رطب مرغوب
«نغار بزرگ و شیرین»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
خوراک
هو آرد
Ho Ard نوعی فرنی با آب و پیاز و آرد و روغن، نوعی فرنی
«هو آرد خوشمزه است»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
خوراک
هوشرره
Hoshrara شربت آب لیمو
«هوشرره خنک است»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
