پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۷۱۷ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۷۱۷ واژه

متفرقه سمسول نوعی سبزی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سمغ نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه سممر رها، سرگردان هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سمیل semeyl درختی در حاشیهٔ رودخانه‌ها و دره‌ها با گل زردرنگ تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه سن sæn لنگر سنگی برای صخره‌های مرجانی، لنگر، بشقاب تأییدشده · ۳ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سُنِ اس ریخته شدن هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه سنات senat حرکت منظم، آرام و مستقیم لنج بر روی آب تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سنبون sanbun مرواریدهایی که از آخرین غربال خارج شود تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه سنتره santara یا سنطره نارنگی کوچک تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه سُند sᴐnd زیبا تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه سنگ واحد وزن برابر ۱۶ کیلو هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سنگ کَلَه جو sang kalajoo نوعی بازی: پرتاب سنگ در آب کم‌عمق و یافتن آن، نام یکی از بازی‌های کودکان تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سَنگ گَپ علامت نزدنن وقتی کسی تهدید بزرگ می‌کند هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه سنگار sengar همراه، دو یا چند لنج که به همراهی هم سفر می‌کنند، دو لنج همسفر تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه سنگر سیاه‌پوست هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سنگسر sangsar یا دختر ناخدا ماهی سنگسر، دختر ناخدا (ماهی)، نوعی ماهی تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه سنگل sængæl نوعی زنجیر در لنج تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سنگُن sangon سنگ‌ها تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سنگو singü خرچنگ «singü um-ha» تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سنگین sængin; sengin; dæst pɑ sængin; bɑrdɑr یا باردار، دست پا سنگین آبستن (زن) تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه سنو seno سینه تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه سو sü یا süv- شوهر «bāes-e marg-e süv-e me» تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سِوا sewā جدا تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه سوتو soto سوختن تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه سوده sude مروارید سیاه تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه سَوذ sawð سبز تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه سور sovær چالاک، تخته‌ای محکم که در ساختن سقف «خَن» لنج کاربرد دارد، این تخته‌ها در حکم تیر‌آهن سقف خانه هستند تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه سوز süz سبز تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیرودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه سُوزَک پرنده سبز حشره‌خوار مهاجر (زنبورخوار) هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سوزی سبزی هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.