پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۷۱۷ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۷۱۷ واژه

متفرقه سیب seyb کسی که به غواص در هنگام پایین رفتن و بالا آمدن کمک می‌کند تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه سیب‌اوبار سیب‌ها هنوز بررسی نشده کرشی هنوز رأی نگرفته متفرقه سیحر siher یا سی هِر، سیهر جادوگر، موجود افسانه‌ای: زن پنجاه‌ساله با بینی پهن و روبند و تک، موجود افسانه‌ای جادوگر و ساحر تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیهرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه سیخ six بخشی از پیش (برگ نخل) میان لت و مهر که باز نمی‌شود و سوزنی و نوک‌تیز است تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه سیخور sixür تشی، جوجه‌تیغی، خارپشت تیرانداز تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سیدات čeraγ-e seyd / seydat همان چراغ راه است تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه سیده sidæ یا سیدا مسیر راست و مستقیم، مستقیم تأییدشده · ۲ منبع مینابیبستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه سیر sir شور تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه سیس مغ sise moq الیاف توری‌مانند درخت خرما تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه سیف seyf نام یکی از بادهای زار (روح بیماری‌زا) هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه سیفه sifæ روغن جگر کوسه که برای آب‌بندی به بدنه جهاز می‌مالند، روغن کوسه، روغن (جگر) کوسه تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه سیفه‌کاری sife-kari لایهاندود کردن قسمت فوقانی تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه سیفی sifi نوعی کرم که بهجای طعمه برای صید ماهی با قلاب استفاده می‌شود تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه سِیکَل seykal دوچرخه تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سیکه تخته آویز از سقف برای وسایل آشپزی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سیمُن seemon سیمان تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سینگار جفت، با هم (سفر لنج‌ها با هم) هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سینگو Singow خرچنگ «حالا سینگو دگه خرچنگ ابودن» تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه سینگو اُم‌ها singü um-ha خرچنگی دارم تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه سینه sinæ جلوی قایق، قسمت جلویی لنج تأییدشده · ۲ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سینه بن sina ban سینه‌بند (تکه‌ی کفن زن) هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سینه شدن sine šodæn فرو رفتن لنج در آب از قسمت سینه تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه سینة لنج sine-ye lenǰ قسمت جلو لنج تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه سینه مال کوبیدن کسی زیر سینهٔ شتر (کینه‌کشی شتر) هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه سینه موج sinæ mowj حرکت لنج یا قایق به سمتی که موج می‌آید تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه سینی حنا سینی تزیین‌شدهٔ حنا که به خانهٔ عروس می‌برند تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه سیوان torbal / seyvan سایهبان بالای لنج تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه سیه siyəh سیاه تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه شُ sho آنها (شناسه) هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه شاجو šâjo دمل هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.