واژههای متفرقه
۳۷۱۷ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
شِلال شِلال
shelaal shelaal ریشریش
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلمان
چوبهای دندهمانند که با عطفه به بیس وصل میشود و تختههای بدنه را بر آن میکوبند
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلمُن
šælmon چوبهای خمیدهای که در بدنه لنج قرار دارند و مانند دنده انسان هستند، این چوبها به «بیست» متصل میشوند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلمون
šælman / šælmun دندههای تختهای داخل لنج که به صورت هلالی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شِلِنج
Shelenj سنج کوچکی که یک قطعه را ثابت گرفته و قطعهٔ دیگر را بر آن میکوبند
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلوا
شروه (قالب آوازی)، دوبیتیهایی که برای این آواز سروده میشد
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلوار بادلهای
شلوار زنانه با تزیین زری پهن روی دمپا (برای نوعروسان)
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلوار حاشیهای
یا درگشاد شلوار تابستانی با نوار پارچهای حاشیه (درگشاد)
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلوار خوسی
شلوار با تزیین خوس و گلدوزی چرخ
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلوار دمپا تنگ
شلوار بندری (تنگ از مچ تا زانو)
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلوار سرپاچهای
شلوار با پایین بافته از مو یا پشم بز (زنان مهاجر و حاشیهنشین بندرعباس)
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلوار نیمبادلهای
شلوار با تزیینات کمتر و نوار زری باریکتر
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلوار ودویی
شلوار زنانهٔ بندری با تزیین ودو و زری شک و زری بشکی
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شلوت
šelut نوعی حصیر گرد به قطر حدود یک متر از برگ نخل
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شَلهو
کوکهای اولیه و زیرین دوخت برقع
تأییدشده · ۱ منبع جاسکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شم
šəm شام
«tehətum šəm texurum»
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شم مرده
šom morda نثار آیینی برای مرده
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شمال
šemal/šomal باد شمالغربی (حدود هشت ماه در سال)، بادی که از سمت مغرب میوزد، بادی که جهت وزش آن از جنوب غربی به شمال غربی باشد
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شُماه
šomāh شما
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شماهی
šemāhi میشماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شمبره
šambara نام یکی از بادهای زار (روح بیماریزا)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شَمَد
چادر
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شمسک
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شمشول
šamšul شلوارکی سیاهرنگ که غواصها هنگام غواصی میپوشند
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شملنگ
šam-leng لای پا
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شمه
šoma(h) شما
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شناس
šenas روستایی در چهار
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شنتن
شنیدن
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شنتوو
šantov نام یکی از بادهای زار (روح بیماریزا)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شِنِجاهِل
šenejāhel شوی جوان
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
