واژههای متفرقه
۳۷۱۷ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
کارم
kāram کدام؟
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کارِنجَک
یا غاشکی پرندهای شبیه کلاغ با رنگ آبی (شقراق)
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کارو
karo الاغ نر، سیاه
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاروا
karva چوبی بسیار محکم که از طریق «شافت» به «پروانه» متصل میشود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاریه
kariyæ چوبی ضخیم بین «سطحه» و «برد» که این دو را به هم متصل میکند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاس پر
kas par کارتونجمعکن
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاسپاپشت
لاکپشت
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاسپهپشت
kāspa-pošt لاکپشت
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاسهپشت
kāsapošt لاکپشت
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاسهچهم
kās-e čehm کاسۀ چشم، حدقه
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاسهسر
kāsa-sar جمجمه
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاسهلپ
kasa-lap انگشت اشاره
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاش خیاری
یا محرماتی نقش زری با خطوط موازی شبیه قاچ خربزه
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاشخ
متوتا
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاشغ
نوعی ماهی ریز، ماهی کوچک متوتا
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاشک
kāšek قاشق، نوعی نی که در باتلاقها میروید
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاظم
نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی
در حال بررسی بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاغرسر
kaγor sær نوعی قلاب ماهیگیری که هنگام حرکت لنج آن را به دریا میاندازند و ریسمان آن را به یکی از چوبهای درون لنج…
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاغری
kaγori روشی برای ماهیگیری با قلاب
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کافَر
باد شرور (زار)
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کافلهٔ زنگبار
کاروان افراد ناشناس با کلاه دورهدار که بچهها را میبرد
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاکُ
برادر بزرگتر
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاکام
kākām برادرم
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاکروک
kākrük سوسک
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کاکله
نوعی زینت گردن دختران
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کال
گرههای نخ قرمز در دوخت زمینهٔ برقع
تأییدشده · ۱ منبع جاسکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کالپورغ
kɑlpureɣ کلپوره
هنوز بررسی نشده بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کالر
kalar یقه
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کالنگ
kaleng صدف، صدفهای درشت، صدف درشت
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیهرمزی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کالین
ka:lin قلیان
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
