واژههای بلوچی با معنی فارسی
واژههای گویش بلوچی (بلوچی، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان بلوچی کامل میشود؛ اگر واژهای بلوچی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
تهار
تاریک
هنوز بررسی نشده بلوچی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فَ
خودت
هنوز بررسی نشده بلوچی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَندَ
خنده
هنوز بررسی نشده بلوچی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گار
باد
هنوز بررسی نشده بلوچی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرو
marrow یا مروچ امروز، برگهای نازک وسط درخت خرما، مرغ
«murwə siyəhən»
تأییدشده · ۳ منبع لارکیکرشی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نَغَن
نان
هنوز بررسی نشده بلوچی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
