واژههای کرشی با معنی فارسی
واژههای گویش کرشی (کرشی، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان کرشی کامل میشود؛ اگر واژهای کرشی میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
ای چین
?i či-yen این چیست؟
هنوز بررسی نشده کرشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
چوکی
čuki بچهای، تختهای است بین «بیست» و «ترم»
تأییدشده · ۲ منبع مینابیکرشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دارغه
dârɣe پاسبان، نگهبان، شتربان
هنوز بررسی نشده کرشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیاهین انگور
انگور سیاه
هنوز بررسی نشده کرشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سیباوبار
سیبها
هنوز بررسی نشده کرشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
علی کو اِن؟
?ali ko-yen علی کجاست؟
هنوز بررسی نشده کرشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کنده
kondæ خنده، چوبی مدور که به دور پروانه موتورلنج نصب میشود، تختة دور پروانه یا پنکة لنج
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگهای +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کَی مَنا تَواری کو؟
kay manâ tavari ko چه کسی مرا صدا زد؟
هنوز بررسی نشده کرشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گلابیوک
golâbi-yok گلابی
هنوز بررسی نشده کرشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گوای
باد
هنوز بررسی نشده کرشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مردینگال
مردها
هنوز بررسی نشده کرشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مرو
marrow یا مروچ امروز، برگهای نازک وسط درخت خرما، مرغ
«murwə siyəhən»
تأییدشده · ۳ منبع لارکیکرشی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نیَن
نان
هنوز بررسی نشده کرشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وَ
یا وی خودت
هنوز بررسی نشده کرشی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
