پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های حاجی‌آبادی با معنی فارسی

واژه‌های گویش حاجی‌آبادی (حاجی‌آباد، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندری‌زبانان حاجی‌آباد کامل می‌شود؛ اگر واژه‌ای حاجی‌آبادی می‌دانید که این‌جا نیست، ثبتش کنید.

۵۳ واژه‌ی حاجی‌آبادی

متفرقه اَچُم ʔešm یا اشم می‌روم، شما «mo bey xowneye hamsāda ni-ŝom» تأییدشده · ۴ منبع لارکیلاری +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه آذور نوعی خار و علف که شتر بسیار دوست دارد هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه اسپل espol طحال، نوعی بیماری که با شیر شتر درمان می‌شود تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه اشتر قجو یا اشتر خجو نام مقام و آهنگ ساربانان در موسیقی محلی هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه اگر شتر آذور می‌خواهد گردنش را دراز کند کسی که چیزی می‌خواهد باید تلاش کند هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه اُمَدن ōmaden آمدن تأییدشده · ۱ منبع حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه اوساشه مث لوس شتر انداخته روی هم اخم کرده و ساکت است و دلخوری خود را بروز می‌دهد هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه اِهیِمالی ehyemāley شاید «moγey mo bey xona beyām ehyemāley ŝa to ōma-bud-ey» تأییدشده · ۱ منبع حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته خانواده با Bā یا بآو، بابا بابا، پدر، مادر «با صبح زود به دریا می‌رود.» تأییدشده · ۲۱ منبع بندرعباسیقشمی +۶ هنوز رأی نگرفته متفرقه باوا bâvâ بابا، پدر «bāvā jomeye baĉa apuŝ-on-e» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه بند حمال یا حمایل بازوبند پهن پنج‌سانتی‌متری از پشم شتر برای دفع چشم‌زخم هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه جلودار کدخدا و بلد راه قافلهٔ شتر هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه جلوداری سهم جلودار از بار هر شتر هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه جلوکش شتر تربیت‌شدهٔ جلوی قافله هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه جمباز شتر چهارساله و تندرو هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه جومه joma لباس، پیراهن گشاد زنان مسن‌تر، پیراهن تأییدشده · ۵ منبع هرمزیمینابی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه چنگ مال نوعی خوردنی محلی از مسکهٔ شیر شتر هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه چوغ ĉuγ چوب تأییدشده · ۱ منبع حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه حنای دزد حنابندان شب سوم تأییدشده · ۱ منبع حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه حنای فاش شب دوم حنا که همهٔ مهمانان دعوت‌اند، حنابندان شب اول و دوم تأییدشده · ۲ منبع هرمزیحاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه خِری xeri گلوبند «zarā xeriye to eŝ-ni-ge» تأییدشده · ۱ منبع حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه خوبیدن xowbeyden خوابیدن «mo duŝna bā refiγom tu jangal xowbeydom» تأییدشده · ۱ منبع حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه داکا dākā فعل کمکی ماضی و مضارع ملموس (داشتن) «dākā hamom ŝake ke ow qa:t bu» تأییدشده · ۱ منبع حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه دوالپا davālpā یا دیوارپا، یقام موجود خیالی دراز پا که بر پشت آدم سوار می‌شود، موجود خیالی با پاهای دراز تسمه‌مانند که بر پشت آدم سوار می‌شود تأییدشده · ۲ منبع هرمزیحاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه دودا dodā خواهر «bey dodāt duruγ ma-gu» تأییدشده · ۱ منبع حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه دوشنه duŝna دیروز، دیشب «mā duŝna be ārusey no-wmabudeym» تأییدشده · ۱ منبع حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه دهانش مث لوک مست کف کرده به‌شدت ناراحت و عصبانی است هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه سرحد gah یا گاه، گَهدِم شمال (جهت)، از ستارگانی است که جهت شمال را نشان می‌دهد، دشت آشکارا (منطقهٔ گرمسیر) تأییدشده · ۳ منبع مینابیلاری +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه سینه مال کوبیدن کسی زیر سینهٔ شتر (کینه‌کشی شتر) هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه شتر شتر یک‌ساله هنوز بررسی نشده حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.