واژههای لاری با معنی فارسی
واژههای گویش لاری (لارستان، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان لارستان کامل میشود؛ اگر واژهای لاری میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
اصطلاح و عبارت
آ
Ā یا ey، آیِه حرف تعجب (مردانه)، آن، این
«آ ئی توکا؟»
تأییدشده · ۱۵ منبع بندرعباسیقشمی +۵
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُت
ot تو (شناسه)
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُتفَهمی؟
فهمیدی؟
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُتنِ اَوو
نیاوردی؟
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُتنِفَهمی؟
نفهمیدی؟
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَچام
برویم
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَچُم
ʔešm یا اشم میروم، شما
«mo bey xowneye hamsāda ni-ŝom»
تأییدشده · ۴ منبع لارکیلاری +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُدام
نشستم
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اِدرَه
گل حضرت مریم (چنگ مریم)
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَدیُم
میآیم
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اِروز
امروز
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ازبو
زبان
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اسرتی
دستبند، النگو
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آسمو
آسمان
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُش
osh او (شناسه)، دستاس
تأییدشده · ۲ منبع بستکیلاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُش بو
Osh bu او برد (برنده شد)
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اِشپـِتَ
eshpeta پاشیدن مایعات
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اِشکـَت
eshkat غار، اشکفت
تأییدشده · ۳ منبع بستکیلاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اِشکونـَه
eshkona مادهای شبیه ساروج برای ساخت تاوه
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
آشو
ā-šü یا üšü آنها، امشب
«Ošo čan sālen ke az iha ratesten»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیلاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
افتاو
آفتاب
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُم
om من (شناسه)، هم
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُم گُت
om got گفتم
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَمونگ
amoŋ آمد
تأییدشده · ۱ منبع لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اُندُرُ
گل حضرت مریم (چنگ مریم)
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَندِره
یا اُندِرو، شمسیل گل حضرت مریم (چنگ مریم)
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
او
ow آب، او
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
اَوِشنَکه
aveshnake گیاهی شبیه آویشن کوهی برای دلدرد
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ببو
bobū دستبند، النگو، باشد (فعل کمکی بودن به معنای باشیدن)
«کمک حال بَپی بِبو»
تأییدشده · ۳ منبع رودانیلاری
هنوز رأی نگرفته
بدن
برم
Barm ابرو
«برم درشت»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلاری
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
