واژههای لاری با معنی فارسی
واژههای گویش لاری (لارستان، استان هرمزگان) با معنی فارسی، تلفظ و مثال. این فهرست با کمک بندریزبانان لارستان کامل میشود؛ اگر واژهای لاری میدانید که اینجا نیست، ثبتش کنید.
متفرقه
خَشِش
خوبی
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
صفت و حالت
خو
xo / xü خواب، خوابیدن، خود
«me xod-um i kār akunum»
تأییدشده · ۷ منبع بندرعباسیخمیری +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دادا مِلاکِه
dada melake لولوی ترساندن بچهها از رفتن سر برکه
«مَچو که دادا مِلاکِه اتخو اَکـَشی»
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دامون
عمه، خاله
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دُت ِ دُمبُل دُسِنـَه
Dote dombol dosena لولوی ترساندن بچهها
«وِخَت که دُت دمبل دوسنه اُندِی»
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
خانواده
دخت
Dakht یا کچ، دخ دختر، چه، چی
«دختهای بندر بسیار زیبا هستند.»
تأییدشده · ۱۶ منبع بندرعباسیقشمی +۴
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ددو
dedo دندان، دیدن
تأییدشده · ۲ منبع بستکیلاری
هنوز رأی نگرفته
پوشاک
دولاخ
Dolakh یا دو لاخ، دو لاغ جوراب
«دولاخ سرما رو گرم کنه»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیلاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سرحد
gah یا گاه، گَهدِم شمال (جهت)، از ستارگانی است که جهت شمال را نشان میدهد، دشت آشکارا (منطقهٔ گرمسیر)
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلاری +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
سوکی
دستبند، النگو
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
شُ
sho آنها (شناسه)
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
فَلَزِئنگ
نوعی نان محلی که با مهیاوه درست میشود
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کُ چو
کجا رفت
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کپ
kap فنجان، دهان، کپر
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیلاری +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کپ کنده
kap kanda گاز گرفتن
«سَگِیا کَپ شُس کَندِم»
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کـَچـِر
kacher اشکونه (ماده شبیه ساروج)
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
بدن
کچک
Kachak تولهسگ، بغل، پا (بیشتر برای حیوانات)
«کچک درد»
تأییدشده · ۶ منبع بندرعباسیمینابی +۲
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کِدَک
kedak کمینگاه شکار
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کـَرَپ کـُروپِه
karap koroope گلوله گِل خشکشده بازی کودکان
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
کـَشـَه
kasha دره
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گُتَه
gota گفتن
تأییدشده · ۲ منبع لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گُش
گوش
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
گـُوکرکو
goukerkoo نوعی سبزی بهاری شبیه اسفناج
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
لش
ریش
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
له دده
loh dada هل دادن
«مَ لُه مَ اِ دَرو دَ»
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
م
mo یا مَیاَم من، ما (شناسه)
هنوز بررسی نشده لاریکمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
مه
me یا م، مى من، ما (شناسه)، دارم
تأییدشده · ۱۳ منبع بندرعباسیقشمی +۷
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
میل
mil یا میلی دستبند، النگو، تخته اول و آخر در «سینه» و «تفر» لنج که بهشکل عمودی و کمی مایل بر روی «بیست» قرار دارد
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگهای +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نِ اُدام
ننشستم
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ناچُم
نمیروم
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
