واژههای جانوران
۴۱ واژهی بندری در دستهی «جانوران» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
جانوران
بک
bak یا باباهوی، بَکی قورباغه، بوسه، بز نر
«بک ریش دارد»
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلاری
هنوز رأی نگرفته
جانوران
بوچیر
Buchir گنجشک، پرنده کوچک
«بوچیر توی شاخ نشسته»
تأییدشده · ۲ منبع پارسیانی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
موک
Mok یا بیزخرگ، قاصد زنبور کاملاً سیاه، زنبوری سیاه و درشت که آمدنش را نشانهٔ رسیدن مسافر میدانند
«موک تیز است»
تأییدشده · ۳ منبع
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
