واژههای جانوران
۴۱ واژهی بندری در دستهی «جانوران» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
جانوران
گوج
Goj نوعی سوسمار کوهی، سوسماری کوهی
«گوج کوه»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
جانوران
گودر
Gudar گوساله، بچه گاو
«گودر خیلی خوشگله»
تأییدشده · ۲ منبع پارسیانی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
گوزغ
Gozegh صدای بز نر هنگام جفتگیری، صدای بز نر (کهره) هنگام جفتگیری، صدای کهره نر
«گوزغ شنیدیم»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
گیرغ
Girgh مورچه بسیار ریز، مورچهای ریز، مورچه
«گیرغ ریز»
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
مجدال
majdal آفتابپرست
«مجدال سنگ»
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
مچ
mæč یا مشک موش، گاو دریایی (دوگونگ)، قلاب و شاخکهای لنگر
«مُشک کوچک»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
مش
Mesh پشه، مگس
«مش گاز میزند»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
ملوک
Malok کرم صدفی سفید ساحلی (طعمه)، کرم سفید سختپوست ساحلی (طعمه ماهی)، کرمی سفید زیرخاکی
«ملوک برای طعمه خوبه»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
موش دندان
Meshku یا مشكو ماهی شوریده، شوریده، نوعی ماهی یا آبزی
«مشکو ریز»
تأییدشده · ۵ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
جانوران
موک
Mok یا بیزخرگ، قاصد زنبور کاملاً سیاه، زنبوری سیاه و درشت که آمدنش را نشانهٔ رسیدن مسافر میدانند
«موک تیز است»
تأییدشده · ۳ منبع
هنوز رأی نگرفته
جانوران
میگ
meyg میگو، ملخ، ماهی صید
«میگ سبز»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیکیشی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
