پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های صفت و حالت

۶۹ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «صفت و حالت» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۶۹ واژه

صفت و حالت گنا Gena دیوانه، مجنون «اون خیلی گناست» تأییدشده · ۲ منبع پارسیانی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت ل ور Lor یا ل‌ور خوابیدن «ل‌ور خواب» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته صفت و حالت لنچی Lenchi حلقه کردن دو پا دور چیزی، حلقه کردن پا، گرفتن با پا «شاخه رو با پا لنچی کردیم» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت لند هور Land Hur بزرگ «لند هور خانه» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته صفت و حالت مافنگ Mafang تودماغی حرف زدن، تو دماغی حرف زدن «مافنگ می‌کنه» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته صفت و حالت نغوت غوتن Naghut Ghutan دعوای زیر لبی، دعوای زیرلبی «نغوت غوتن می‌کنه» تأییدشده · ۲ منبع هنوز رأی نگرفته صفت و حالت ولم Walm خوب، درست، عالی و دلخواه «ولم هستی؟» تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت ووکت Vokot سیخونک زدن، اصرار، دستکاری مکرر «ووکت کردن برای کاری» تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته صفت و حالت وهر Wahr رمق آخر، نا و توان، ناتوان «وهر گذاشت» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.