واژههای خانه
۱۶ واژهی بندری در دستهی «خانه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
خانه
سرگ
Sarg یا کاوار آلاچیق، کلبه از برگ نخل، سایهبان جلوی خانه
«سرگ رو خانه»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیرودانی
هنوز رأی نگرفته
خانه
کت
Kot سوراخ، روزنه، چاله کوچک
«کت توی دیوار»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
خانه
کرته
kertæ نوعی گیاه نیمانند برای پوشش سقف، تختهای ضخیم که در قسمت زیرین لنج به کار میرود، درخت شبهنی برای سقف
«کرته برای سقف»
تأییدشده · ۳ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
خانه
کرگین
Kargin کلبه زمستانی، نوعی خانه با سقف چوب و برگ نخل، سرپناهی از شاخ و برگ نخل
«کرگین خانه قدیم»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
خانه
کله
Kala طاقچه، رف، سربزرگ (لقب)
«کله توی دیوار برای شیشهها»
تأییدشده · ۵ منبع قشمیلنگهای +۱
هنوز رأی نگرفته
خانه
کوتوک
Kutok خانه کوچک از شاخ و برگ درخت، خانه کوچک از شاخ و برگ
«کوتوک موقت»
تأییدشده · ۲ منبع
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
