واژههای متفرقه
۳۵۵۰ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
نیله
یا نیلی آبی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نیم
nim عرشه کوچکتر در عقب قایق، قسمت انتهایی لنج که «کِون» در آن قرار دارد، دوطبقه میکنند به طبقه پایین آن «نیم» میگویند که محل استراحت کارکنان و مسافران و همچنین درامانماندن آنها…
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نیم پاتِلون
شرت
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نیمروی
nimruy نیممروارید
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نیمسر
نوعی سردرد
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نیمشک
nimošk کره، کرهٔ حیوانی، نوعی روغن بدبو
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیقشمی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نیَن
نان
هنوز بررسی نشده کرشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نِینزو
neinzō عدس
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
نینِی
nine.y نوزاد
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وَ
یا وی خودت
هنوز بررسی نشده کرشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وُ پَس اَ تات
vo pas a tât برمیگردد
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وا
vâ با، بهوسیلهٔ، به
«vâ mâ zendagi bokun»
تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیکمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وا ما زندگی بکن
vā mā zendegī bokun با ما زندگی کن
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وا ماشت
به هوش باش
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
واخاکن
vâxâken مانند خاکشده، شکستخورده
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
واخیر
vaa xeyr به خیر
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
واده
vāda; veyda الآن
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
واذتر
vāttar بازتر
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وار
نقش، فضای خالی لایهٔ دوم برقع
تأییدشده · ۱ منبع جاسکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
واردن
vārden آوردن
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وازرندن
vāzerond-en تازه کردن روی زخم
تأییدشده · ۱ منبع رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
واس
wās سنگ آسیاب
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
واستن
vāsten خواستن
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
واسُسو
vâ-soss-o برداشتن
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
واکِردن
vā-kerden گشودن
تأییدشده · ۱ منبع حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
واکُشتو
vakošt-o خاموش کردن
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
واکشیدن
vākesiden نوشیدن
تأییدشده · ۲ منبع حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
واکل
vakel همراه، دنبال
در حال بررسی بندرعباسیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
واگتن
vāgeten برداشتن
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
واگُش
vâgoš بازکن
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
