واژههای متفرقه
۳۵۵۰ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
یوعد
yo?d سالهایی که صدف مروارید در اطراف جزیرة کیش فراوان است
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یوگ
yog یک
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یون
یا یِنَنْ اینها
هنوز بررسی نشده بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یه بوزوردش مه
ye buzurdiš me او مرا زد
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یَه پی
مقدار کم
هنوز بررسی نشده رودانی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یه چه
ye ce یکچشم
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یه طورین کخ خوش نن
طوری است که به دلمان نمینشیند
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یه مای خراب صد مای خراب اکنت
Ya-may-xarab-sad-may-xarab-akont یک ماهی فاسد صد ماهی را فاسد میکند
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
یِهِن
jehen ایشان
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ییهِه
ji:he یا یِ او
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
