واژههای متفرقه
۳۵۵۰ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
ولمه
باد خوب که از طرف «دوم» یا پشت قایق میوزد
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ولو
سرگردان، بیکار، پخش و پلا
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ولید
voleyd نوجوانانی که در قدیم در لنج در خدمت ناخدا بودند
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ونج
venč جرثقیل کوچک برقی که برای بالاکشیدن بار استفاده میشود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ونچ
venč کشندة برقی که در شناورها برای کشیدن
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ووشار
vušar ساختن لنج نو یا تعمیر و بازسازی لنج
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وَوِنگ
vaveŋ ببند
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وه
wæ با
«wæ muter»
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وِهتو
vehtu نشست (مذکر)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وهلیل
vahlil بدراه
تأییدشده · ۱ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ویاچاف
radiyo / bi-sim / vi-eč-ef دستگاه رادیویی برای برقراری ارتباط کلامی با سایر شناورها یا
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ویحالمحار
veyhalmahhār صورت صدف
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ویر
vir سطح آزاد و خشک بالای آبخور لنج
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وِیسَذَه
veysaða ایستاده است
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ویلیس
تلگراف
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
وییو
viyo رفت (مذکر)
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هُ
hᴐ آن
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ها
ha هست
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هابل
پسربچه یا دختری که در شب حنای سوم کنار عروس یا داماد مینشیند
تأییدشده · ۱ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هاتون
hɑtūn بانو
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هادا
hādā بده
«bāya ya mekdār-i bey düsto-mü hādeym»
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هاده
بده
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هادیه
hādeye بدهید
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هارد
hārd آرد
تأییدشده · ۱ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هاروس
hārus یا آروس عروس
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هاسپیتال
بیمارستان
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هاشی
بچهشتر شیرخوار، کرهٔ شتر
هنوز بررسی نشده حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هاف
uf یا اوف شلوار کوتاه، شورت، مایو
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هاکُک
hâkok قارچ
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
هامد
hāmed آمد
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
