پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۵۵۰ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۵۵۰ واژه

متفرقه یام لیل yamleyl نوعی آواز کار است که در لنج‌های باری و صیادی مدام تکرار می‌شود تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه یامال yamal آواز دسته‌جمعی که ملوانان یا صیادان به هنگام کار یا کشیدن تور ماهیگیری می‌خوانند، آواز کار دریایی و خشکی (هنگام کار دسته‌جمعی) تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه یاو yāw آب تأییدشده · ۲ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه یاور yāvar نام یکی از بادهای زار (روح بیماری‌زا) هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه یاه vot یا وُتْ آمد، آمد (ستاک گذشته) تأییدشده · ۲ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه یاهتِن یا وُتِنْ آمدند هنوز بررسی نشده بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه یاهمون yāhmon آسمان تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه یاهوم تنظیم بادبان بر اساس جهت باد هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه یخ jæx برف تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه یخو کمی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه یراده yerāde ماهی پرنده تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه یریور yeryur کوسهماهی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه یزد دورن گز دورنن yazd duren qaz durnan در پاسخ لاف‌زن و یاوه‌گو هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه یزد دورن ول گز دور نین yazd duren vaL qaz dur nin شهر یزد دور است ولی درخت گز دور نیست، پاسخ به لاف‌زن و یاوه‌گو تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه یعن ya'an آن تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه یک جا بردن داماد به خانه عروس هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه یَک گَنوغ سَنگی نَه چا اَکِردِت که صد تا عاقِل ناتونِنْ دَر بیارِن yak-ganúγ-sangi-na-čá-akardet-ke-sadtá-áqel-nátúnen-dar-beyáren یک دیوانه سنگی را به چاه می‌اندازد که صد عاقل نمی‌توانند در بیاورند هنوز بررسی نشده خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه یک گوره yaggora یک نوبته تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه یکانه yakāna آنها تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه یکجا شو که yakjāšoke یکجا کردند و به هم رساندند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه یکه yekke نوعی مروارید درشت تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه یلا گو yalla gow شروع کنید هنوز بررسی نشده کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه یلی yelli ماهی خنوی خاکستری تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه یمه yemah; yamah ما تأییدشده · ۳ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه ینم yenem ماهی خنوی خاکستری تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه یو yāp یا یاپ آب تأییدشده · ۳ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه یوپس yōpes آبستن تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه یودر yuder ماهی گیدر تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه یورت yurt آرد تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه یوزپلنگ uozpalang جانور خطرناک افسانه‌ای که کودکان را می‌رباید، موجود ترسناک دل‌کنک‌مانند که کودکان را می‌برد تأییدشده · ۲ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.