پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۵۵۰ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۵۵۰ واژه

متفرقه بشت یا خاچیه لباس پشمی نازک روی دشداشه، باشد در حال بررسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بشکه مولر boške mūlar نوعی سبزی وحشی تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه بشندر bošender نوعی سبزی وحشی تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه بُص bōṣ /boːsˠ/ بوسه هنوز بررسی نشده کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه بط اردک هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بطاله نوعی قایق هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه بطن baten مرواریدی است که داخل گوشت صدف بهوجود می‌آید، مرواریدی که در غربال دوم می‌ماند تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه بطنهند batenhend مروارید نیمهکروی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه بطوط یا بطاطة سیب‌زمینی تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه بغداد اریت baγdād ?ariyt به بغداد می‌رود تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه بغله bæγælæ نوعی قایق، لنج بزرگ، لنج بزرگ خلیج فارس که در گذشته با آن به هند و آفریقا سفر می‌کردند تأییدشده · ۳ منبع قشمیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه بَفر برف، یخ هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه بقسماط baxsam نوعی نان خشک برای صبحانه تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه بکرایی bakrāi نوعی از مرکبات، تلخک تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه بکرت bokret ماده (جانور) تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه بُکُنت bokont بکند تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بگاره baggāre نوعی شناور قدیمی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه بگرنگ بگیریم هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بِگُم begam بگویم تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه بگه بخونه، تو خونه مونه، شوُ ستارهَ کَم میشاَ بگو بخواند، در خانه بماند، شب ستاره کم دارد هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه بِگه که خاطر مِه بگو که مرا دوست (داری) تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه بَل bal خاک، زیرپایی، شن تأییدشده · ۵ منبع قشمیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه بلاه balɑh بلند تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه بلد bolt / bold نام عمقسنج دستی است تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه بلدینگ ساختمان هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه بـِلـَلـَشک belalash یا بـِلـَشک برق زدن، براق بودن هنوز بررسی نشده لاری هنوز رأی نگرفته متفرقه بَلم bælæm قایق پارویی کوچک، نوعی قایق که گنجایش آن هفت تا هشت نفر است تأییدشده · ۲ منبع کیشیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه بلنگ baleng قنداق هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه بلوز بستکی پیراهن کوتاه با نوار پهن بستک تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه بلوک bolok حباب، لقب افراد لاف‌زن تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.