پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۷۱۷ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۷۱۷ واژه

متفرقه چک čok چقدر، گوش حساس و تیز، پسر «šo čok=om heš» تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه چک و چوک بچه‌ها، همه بچه‌ها هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه چک‌چکو čakčaku آیین محرم با کوبیدن دو تکه تخته «yâdeten mâh e moharam čakčaku» تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه چکرندن čokor-on-d خراشاندن تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه چَکو چَکو chakoo chakoo خیس خیس تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه چَکو چوکوم تو فِکرومِن فِکر اَکِردوم čak-o čük-um tü fekr-um-en fekr akerdum خانواده‌ام در یاد (ذهن) من هستند. همیشه به آنها فکر می‌کنم «čak-o čük-um tü fekr-um-en fekr akerdum» تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه چکو میگ بچه‌میگو (لارو خشک‌شده میگو) هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه چکوندن čeka kærdæn / čekundæn از دست دادن توازن تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه چل نوعی روش قدیمی صید ماهی و میگو هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه چل پا čel pâ چهل‌پا، لقب افراد زرنگ و پرکار تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه چل روز čel ruz چهلم هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه چلپ člpæ تخته محکمی است در عرشه لنج که «سینه» را به دو قسمت تقسیم می‌کند تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه چلچلوک čælčæluk موج کم و ملایم تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه چلزن čel-zan زن بسیار کوتاهقد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه چلمرد čel-mard مرد بسیار کوتاهقد تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه چلوو نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه چلّی čell-i کثیف تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه چم بو čam-bō چرا؟ تأییدشده · ۱ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه چم زیلک čehm zilak موجود اسطوره‌ای با چشمان ترسناک و موی سرخ تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه چم کره čəm keræ چند بار تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه چمبر čombor یا چنبر، چمپری دستبند، النگوی کپکی، دستبند طلای پهن و قبه‌دار بزرگ تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه چمپلک čæmpolæk جرثقیل دستی تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه چمچمو نان شیرینی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه چَمَک کِردن čamak kerden رقصیدن تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه چمن نوعی ماهی شبیه سرخو هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه چَمیدَن رقصیدن، با ناز حرکت کردن هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه چن čan چند، چه تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه چنازه čannāze کوسۀ گورخری، گربهکوسۀ عربی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه چندل یا چندلی نوعی چوب «خانمان خشت گلی سقف چوب و چندلی گاوزیمان دلی دلی دلمان که گلگلی» هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه چنعت شیرماهی، شیر ماهی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.