پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۷۱۷ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۷۱۷ واژه

متفرقه حلیل halil کوچک تأییدشده · ۱ منبع قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه حمام hamām نوعی ماهی کوچک، ظریف، سفیدرنگ و کمتیغ تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه حمامو hamāmu ماهی سارم تیره تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه حمره hommare ماهی سرخو، مروارید قرمز تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه حمسه hamse گوشت صدف را آبپز کرده تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه حمفولوس نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه حنای دزد حنابندان شب سوم تأییدشده · ۱ منبع حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه حنای دزدکی حنابندان پنهانی شب اول عروسی تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه حنای دزدی شب اول حنا با مهمانان کم تأییدشده · ۱ منبع هرمزی هنوز رأی نگرفته متفرقه حنای فاش شب دوم حنا که همهٔ مهمانان دعوت‌اند، حنابندان شب اول و دوم تأییدشده · ۲ منبع هرمزیحاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه حنای فاشکی حنابندان آشکار شب دوم عروسی تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه حنوط honut کافور مالیدن بر اعضای سجده‌ی میت هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه حنیر hanir حنا تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیخمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه حَنیرِش رَنگی اَشنین hanireš-rangi-ešnin حنایش رنگی ندارد هنوز بررسی نشده خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه حنیوس hanyus نوعی خرچنگ تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه حواجیل نام محلی یک ماهی، آبزی خلیج فارس، نوعی ماهی یا آبزی در حال بررسی بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه حورمودر یا هورمودر نام چشمه‌ای در دامنهٔ کوه گنو، به روایت عامه یعنی حوری‌ای که موی سیاهش دیده می‌شود تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه حوضچه howzče فضای داخلی بندرگاه که موجشکن آن را احاطه کرده است تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه حوضی استخر هنوز بررسی نشده هنوز رأی نگرفته متفرقه حویت hovveyt صدف کوبیده که بهجای طعمه برای صید ماهی استفاده می‌شود تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه حی heyy کوسۀ چاکلب تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه حیاب hiyab قسمت قوسیشکل طرفین تفر لنج تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه حیال hayyāl شیوهای از ماهیگیری با تور مخصوصی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه حیبی اُت نی عیبی نداری تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه حیر heyer وزنۀ چهارکیلویی سربی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه حیش heysh یا هیش عروسی تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه حیله ومَکر زُنُن پَکُو اَزِند اَنُن حیله و مکر زنان زیاد است هنوز بررسی نشده بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه حین ḥain آهن تأییدشده · ۲ منبع کمزاری هنوز رأی نگرفته متفرقه حیوم ایام هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه خ xo خود تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.