واژههای متفرقه
۳۷۱۷ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
خار خوبن سر مغ خودی تیز ببوت
xār xoben sar moq xowdi tize bobut انسان باید ذاتاً جوهرهٔ چیزی را داشته باشد
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خار سر مغ خوبن که خودی تیز بوت
xār sare moγ xoben ke xodi tiz bobut انسان باید ذاتاً جوهرهٔ چیزی را داشته باشد
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خارک
xārak خرمایی که هنوز رطب نشده، استخوان
تأییدشده · ۲ منبع قشمیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خارکی
xārki نوعی مروارید بسیار گرانقیمت و پرارزش است
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خارگشا
xargosa یا خارکش درمانگری که تیغ ماهی را از گلو بیرون میآورد
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خارنگو
توتیا
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خارو
xāru ماهی کیجار بزرگ، گونهای نخل میانرس با خارک قرمز، ترد و شیرین
تأییدشده · ۲ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خاستی
xāstey گونهای نخل میانرس با خارک قرمزرنگ و گاهی زردرنگ با رطبی مرغوب و شیرین
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خاستیچی
xāstičey گونهای نخل میانرس و کمیاب با خارک زردرنگ شبیه مضافتی
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خاسیدن
xāsīden جویدن آدامس، نیش زدن حشرات
«dūš maše asal šešxāsī.»
تأییدشده · ۱ منبع خمیری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خاش
xâš خوش، خوب
«to xeyli xâši / xâšter az surey e kolhovallâ»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خاشی؟
خوبی؟
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خاصهای
نوعی خرما (از ارقام ثمرهٔ نخل)
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خاک شواَزه
زیر خاک میرفتند
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خاکه
xāke نوعی مروارید درجهنهم و بسیار ریز است و بیشتر مصرف پزشکی دارد
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خالوزار
xɑlu-zɑr داییزاده
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خالوزهرئی
xālūzohraey گونهای نخل میانرس با خارکی مرغوب
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خالوف
xāluf نوعی صدف که مروارید آن سیاهرنگ است و مرغوبیت ندارد
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خالِه
دایی
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خامش
xàmôš خارکی که با گرمای آفتاب بهطور مصنوعی خرما شده، خارکی که بهطور مصنوعی به خرما تبدیل شود
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خان
khan خانه
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خانغ
xǟnaγ خانه
تأییدشده · ۱ منبع کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خانمان
خانهمان
«خانمان خشت گلی سقف چوب و چندلی گاوزیمان دلی دلی دلمان که گلگلی»
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خانوغو
خانه
هنوز بررسی نشده کمزاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خاو
xāw خواب
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خاهر
xahær آرام (دریای بیموج)، به دریای آرام گفته میشود، هوای خوب و دریای آرام این واژه از گویش بوشهری گرفته شده است
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسیمینابی +۱
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خایُر
xayer دور زدن پشت به باد و عوض کردن جای بادبان از راست به چپ یا بر عکس، چرخاندن بادبان لنج هنگامی که باد شدید بوزد
تأییدشده · ۲ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خبات
xobbāt ماهی قباد
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خباط
xobut یا خبوت قباد، نوعی ماهی خلیج فارس
تأییدشده · ۲ منبع قشمیبستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خبر
xober ماهی خنوی لیمویی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
