واژههای متفرقه
۳۷۱۷ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
خسته بودِن
xasta booden خسته شده است
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خسرگ
پدرزن
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خسو
مادرزن
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خَشارَه
یا خَشالَه کشیده شدن چیزی روی زمین
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خَشتَر بود
عیادت (آنچه به جای «عیادت» هنگام دیدار بیمار گفته میشد)
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خشخور
xašxwar گونهای نخل میانرس با میوهٔ زردرنگ و مرغوب
تأییدشده · ۱ منبع
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خَشِش
خوبی
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خشکردن
xeš kerden با سختی و فشار لنج یا قایقی را در بین لنجها و قایقهای دیگر جایدادن
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خشن
xošan نوعی مروارید درشت و درخشان که از نظر قیمت درجهدوم است
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خُصومه
زیور بینی مانند پتری در سمت چپ بینی
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خط بری
xætt-e bærri خط شمالی مسیر عبور کشتیهای بزرگ در تنگة هرمز
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خط شوهین
xætt-e šohin خط تراز کشتی یا لنج که پس از بارگیری
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خط میونه
xætt-e miyune ح د فاصل بین خط کشتی اول و دوم را گویند
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خطافی
xattāfi پروانهماهی سهنواری
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خفتن
xāften خوابیدن
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خُگِه
خواهر کوچکتر
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خِل تاس
khel tas خفه
تأییدشده · ۲ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خلا
xalā مدفوع
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خلادونی
xalā-doni مستراح
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خلق
xolq گلو، حلق
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خلو
xəlu دایی
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خلّوطه
xalluta یا خلاطه آبمیوهگیری
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خله
xəlæ خاله
تأییدشده · ۱ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خماس
xæmmas چوبی در لنج که برای تعیین مسیر باد به کار میرود
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خمسیو
لاکپشت
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خُمَه
خمره
هنوز بررسی نشده لاری
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خن
xæn پایینترین قسمت درون قایق، انبار لنج، بخش زیرین سطح لنج که در «سینه»
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خنان
xannān گربهماهی خاکی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خنج
xenj پنجول، پنجه، ناخن
تأییدشده · ۱ منبع مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
خندغ
زنانی که همسایهها را به عروسی دعوت میکنند، خنده
در حال بررسی بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
