پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۷۱۷ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۷۱۷ واژه

متفرقه خَبَر خَبَر پاسخ به آواز بلبل بر بام: خبر خوش باشد تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه خبر کردن xabar kerden صدا زدن، فراخواندن تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه خبط xabat وسیلهای که از پوست دباغیشدة گوسفند درست می‌شود و انگشتان شست تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه خُبِن xooben خوب (مناسب) است تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه خبّوز xa:bbuz یا خباز نانوا تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه خته xata خفتن تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه خدا ادت اگ ناخدا نگرت Koda-adet-aga-naxoda-nageret خدا می‌دهد اگر ناخدا نگیرد تأییدشده · ۱ منبع خمیری هنوز رأی نگرفته متفرقه خُدا بی خَر اِشدِی که شاخ نَشدا xodá-bey-xar-ešdi-ke-šáx-našdá خدا خر را دید، شاخش نداد هنوز بررسی نشده مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه خدّومه xadduma یا خدامه خدمتکار، کلفت تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه خر xær قاطر، الاغ ماده، گلو تأییدشده · ۳ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه خرجیه xarjiye وامی که به صیادان مروارید جهت تأمین مخارج شخصی پرداخت می‌شد تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه خرچنگ امابراهیم omme-ebrāhim نوعی خرچنگ تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه خرخشه xarxəʃa صدای حرکت (گنجشک، موش یا گربه)، مصیبت تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه خرس xars یا خَرسَن (جمع) اشک، ظرف سفالی بزرگی که برای شور کردن ماهی استفاده می‌شده است، ظرف سفالی بزرگ که برای شور کردن ماهی استفاده می‌شود تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیکیشی +۱ هنوز رأی نگرفته متفرقه خرسان xærsan جلبکی که روی تور ماهیگیری یا بدنه لنج به وجود می‌آید تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه خرست xorost گونه‌ای نخل میان‌رس با میوهٔ نامرغوب، در اصل به معنای خودرو، نخلی که از هسته و تصادفی روییده تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه خِرسِن xersen خرس (است) تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه خرشره xaršre نوعی مروارید سیاه، کجوکوله، کوچک و کمارزش است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه خرشه xarše نوعی ماهیگیری با قلاب است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه خرکو طوطی‌ماهی تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه خرگزگ xargazag گیاهی با برگ پهن که در حاشیهٔ دره‌ها و کوه‌ها می‌روید تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه خرم xerm آب بینی، خوشحال تأییدشده · ۲ منبع مینابیبشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه خرما لباشته خرمای مالیده و بی‌هسته هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه خروک xaruk حشره‌ای ریز که باعث فساد خرما می‌شود تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه خِری xeri گلوبند «zarā xeriye to eŝ-ni-ge» تأییدشده · ۱ منبع حاجی‌آبادی هنوز رأی نگرفته متفرقه خزوک Khazuok نوعی سوسک صحرایی، سرگین‌غلطان، نوعی سوسک خرطوم‌دار تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه خس xas کاهو تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه خساک xassāg ماهی مر کب، مرکبماهی یا ماهی مرکب که شبیه هشتپا یا اختاپوس است تأییدشده · ۲ منبع کیشیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه خسب xasab گونه‌ای نخل دیررس و نادر با خارک قرمز تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه خَستَه بُدی xasta bodi خسته شدید تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.