پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN

واژه‌های متفرقه

۳۷۱۷ واژه‌ی بندری در دسته‌ی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.

۳٬۷۱۷ واژه

متفرقه دیین diyin سبد مخصوصی که غواصها با خود به ته دریا می‌برند تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه دہمرد کنار هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ذُوعره یا ذوع ره پرنده مهاجر زمستانی از تیره دم‌جنبانک هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه ذیبه δibe نوعی کوسهماهی بسیار خطرناک که به انسان حمله می‌کند تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه رازغی گل رازقی هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه راست rāst ستاک حال «فرستادن» تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه راش raš هجوم آب دریا به داخل قایق، آبی که در اثر برخورد لنج یا قایق با امواج دریا به درون لنج یا قایق می‌ریزد تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیمینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه راشگو نوعی ماهی ساحلی لذیذ هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه راگه ragæ راه یا مسیری که در اثر جزر آب در کنار ساحل به وجود می‌آید تأییدشده · ۱ منبع مینابی هنوز رأی نگرفته متفرقه راگی ragi لنگر برگرفتن لنج، شناور‎شدن لنج، شناور شدن مجدد و از گل در آمدن شناور پس از لاحم شدن تأییدشده · ۲ منبع مینابیلنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه رُاو ردیف «واشه چند رُاو غیر بخونه ! خش نخوندنن خُ» هنوز بررسی نشده قشمی هنوز رأی نگرفته متفرقه ربش rebš چوبی که در قسمت انتهایی پاشنة لنج صیادی قرار دارد تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه رَت rat خون تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه رتستن ratesten مصدرِ ساخت ماضی نقلیِ رفتن «Ošo čan sālen ke az iha ratesten» تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته متفرقه رتنی ratni مرواریدی سرخفام که از نظر ارزش درجهدوم است تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه رتی reti واحد اندازهگیری مروارید تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه رحمت آب باران هنوز بررسی نشده جاسکی هنوز رأی نگرفته متفرقه رختن rexten ریختن، پاشیدن تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه رَدبُدو radbod-o عبور کردن تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه رُر ror بچه (فرزند) تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه رریه rorije بره تأییدشده · ۱ منبع لارکی هنوز رأی نگرفته متفرقه رزیف razif گروهی از کارکنان لنج که وظیفهشان پارو کشیدن است، مراسم رقص با خیزران در عروسی‌ها و عیدها تأییدشده · ۲ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه رزیفخونی rezif-xuni خواندن ترانه‌ها و اشعار محلی در هنگام صید تأییدشده · ۱ منبع لنگه‌ای هنوز رأی نگرفته متفرقه رزیم rezim عمل نیمهخشک کردن ماهی تأییدشده · ۱ منبع کیشی هنوز رأی نگرفته متفرقه رژگو موش خرما، سمور هنوز بررسی نشده بندرعباسی هنوز رأی نگرفته متفرقه رِس res رسیدن، خورشید، آفتاب تأییدشده · ۳ منبع بشاگردی هنوز رأی نگرفته متفرقه رستادن rest-ād-en فرستادن تأییدشده · ۱ منبع رودانی هنوز رأی نگرفته متفرقه رسته restæ پارو، خیابان تأییدشده · ۴ منبع بندرعباسیقشمی +۲ هنوز رأی نگرفته متفرقه رسدو rasedo رسیدن تأییدشده · ۱ منبع بستکی هنوز رأی نگرفته متفرقه رسنده رساندن تأییدشده · ۱ منبع هنوز رأی نگرفته

واژه‌ای از مادربزرگت شنیده‌ای که این‌جا نیست؟

ثبتش کن تا با نام تو در واژه‌نامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد می‌گیرد.