واژههای متفرقه
۳۷۱۷ واژهی بندری در دستهی «متفرقه» با معنی فارسی، تلفظ و مثال.
متفرقه
دوول
dowl شاخه بزرگ درخت
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دووی
düvī دوید
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دویّ
doyy دو
«پهه دویّمی ای منه (/pah=e doyy-om-i ʔi men-e/)»
هنوز بررسی نشده بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
ده
de چه، چی
«de ta-vā»
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دهانش مث لوک مست کف کرده
بهشدت ناراحت و عصبانی است
هنوز بررسی نشده حاجیآبادی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دهت
doht دختر، ده
تأییدشده · ۲ منبع لارکیمینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دهر
dæhær قسمتی در بالای سینة لنج که در دو طرف برمیل قرار دارد
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دهل
dohol طبل (ساز کوبهای)، شکم لنج یا برآمدگی بالای آبخور در وسط بدنة لنج
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دُهُل کَسِر
dohol kaser طبل بزرگ
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دهمر
dəmer یا دمر نوبت، داماد
«ای هفته دمر او باغ مه»
تأییدشده · ۲ منبع لارکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دَهمه
سوراخهایی در گوش بادبان که طناب به آنجا وصل میشود
هنوز بررسی نشده
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دهیل
dehil درخت عوسج، نوعی درخت (برگش برای چشمدرد و گلمژه)
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسیقشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیایو
diyāyu ماهی کتو
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیایه
diyāye خروسماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیب
dib یا دیو نوعی جن آسمانی که دریا را متلاطم میکند، دیو، نوعی جن آسمانی که دریا را متلاطم و لنجها را غرق میکند
تأییدشده · ۲ منبع هرمزی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیچ
dič نوعی خروسماهی
تأییدشده · ۱ منبع کیشی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیخ
dix دید (ستاک گذشته)
تأییدشده · ۱ منبع بشاگردی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیر
کپر تابستانی روی پشتبام
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیره
deyræ قطبنما، قطبنمای مغناطیسی لنج
تأییدشده · ۳ منبع مینابیلنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیز
diz ظرفی به گنجایش ۲ لیتر مایعات
هنوز بررسی نشده مینابی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیس
Deys رزوه، دندانه، دندانه لوله
«دیس برای اتصال استفاده میشود.»
تأییدشده · ۳ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیشو
Dishow شیره خرما، دوشاب
تأییدشده · ۲ منبع قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیق انداختن
diyandâxtan کوزه انداختن (درمان نازایی)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیکپ تو
daykaptu نام یکی از بادهای زار (روح بیماریزا)
هنوز بررسی نشده قشمی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیمان
diman حقوق گمرکی که به حرکت شناور مربوط میشود
تأییدشده · ۱ منبع لنگهای
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیمپازگ
dimpazg خرمای نیمهرطب، خارکی که نیمهای از آن به خرما تبدیل شده باشد
تأییدشده · ۲ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیمن
diman یا الدیمن خشت (در ورقبازی)
تأییدشده · ۱ منبع بستکی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیمیل
پرندهای شبیه گنجشک و بزرگتر با تخم آبی
هنوز بررسی نشده بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیوال
divāl دیوار
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
متفرقه
دیونه
deevona دیوانه
تأییدشده · ۱ منبع بندرعباسی
هنوز رأی نگرفته
واژهای از مادربزرگت شنیدهای که اینجا نیست؟
ثبتش کن تا با نام تو در واژهنامه بماند؛ پس از تأیید ناظر، مترجم هم آن را یاد میگیرد.
